Last Update: 24 April, 2012
فارسی نویسی

خط و ارتباط آن با خرد ورزی و عقلانیت

ΝΖ

■ خط و ارتباط آن با عقلانیت :

بشر وقتی واقعا از (نوشتن) فقط بعنوان (نوشتن) استفاده کند ـ یعنی غرض دیگری جز (نوشتن) در نوشته‌اش نهفته نباشد، تدریجا به خطی ساده، خوانا و بی پیرایه روی می‌آورد. مثلا مردم اروپا [تا پنجاه سال پیش] هنوز از خط (زنجیری) استفاده می‌کردند اما بتدریج آن را کنار گذاشتند و به فونتهای ساده‌ای مثل تاهوما و آریال روی آوردند.
برای آنکه بدانیم چه خطی بهتر است، اول باید بدانیم که غرض از نوشتن چیست؟ / آیا می‌خواهیم هنر خود را در خطاطی به نمایش بگذاریم، یا اینکه مطلبی را به دیگران منتقل کنیم؟

نوشتن

■ ساده نویسی نشان خرد گرایی است :

در هر صورت، [سوای تکامل معلومات بشری]، می‌توان روند بخردی و نابخردی جوامع بشری را از روی نمونه‌ی خطی که در طول تاریخ نوشتاری بکار برده پیگیری کرد؛ درست همانطور که لایه‌های رسوبی زمین، تحولات زمین شناختی را نمایش می‌دهند، و همانطور که دوایر سطح مقطع یک کنده‌ی درخت، سن و سال آن درخت و تحولات آب و هوایی دوران زندگی‌اش را.

لایه‌های رسوبی زمین

بطور مثال اگر به تاریخ (خط) در ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که در دوران هخامنشیان خط میخی بکار می‌رفت که بسیار ساده و خوانا بود، آنچنانکه حتی اگر امروز کسی بخواهد خواندن و نوشتن را با آن خط را بیاموزد ـ هرچند کودن باشد ـ بیش از یکسال زمان نیاز نخواهد داشت؛ اما از دوران هخامنشیان تا دوران ساسانیان، بتدریج خط فارسی تغییر می‌کند و چنان آب و تاب و رنگ و لعاب بخود می‌گیرد که بشکل خطی شبیه به خط هندی امروزی در می‌آید که خواندن و نوشتنش بسیار دشوار است.

مختصر بگوئیم که خطاطی، رابطه‌ی مستقیمی با خرد گرایی آن جامعه دارد. یعنی هر جامعه که رفتارش به عقلانیت نزدیکتر باشد، نوشته‌اش ساده‌تر و خواناتر است؛ و هر جامعه‌ که عقل را کنار گذاشت و به عشق روی آورد، [یکی از نشانه‌هایش این است که] شروع می‌کند به خوشنویسی ـ و البته این خوش نویسی تنها به مذاق خودش خوش است نه به مذاق جوامع دیگر...

تُف هرکس بکام خویش خوش است ^^^ کَس نگوید که دوغ من تُرُش است.

شعر فولکلور فارسی

Π ^ دیدگاه ها

♂ محمود ـ 9 سپتامبر 2011 از کارولینای جنوبی نوشته است:

من مقاله شما را خواندم و بسیار تعجب کردم از اینکه شما خط خوش را نشان نادانی بشر دانسته‌اید.
ظهور خط، بزرگترین اتفاقی است که در سپیده دم تاریخ، به دست انسان صورت گرفت؛ چه اگر خط پدید نمی‌آمد، نگارش انجام نمی‌گرفت و میراث پیشینیان حفظ نمی‌شد، و فروغ اندیشه‌های گذشتگان، به آیندگان نمی‌رسید و قافلهٌ تمدن بشری به قله‌های کمال راه نمی‌سپرد.
حکمت و دانش، بسان صیدی است گریزپا، که بفرمودهٌ رسول معظم اسلام، اگر با نوشتن، بر آن بندی استوار زده نشود، از خاطر می‌گریزد.
در آئین آسمانی اسلام، به خط توجه زیادی شده است، چنانچه این معنا از تأویل حدیث شریف نبوی برمی‌آید که فرمود: «هرکس بسم الله الرحمن الرحیم را به خطی نیکو بنگارد، بدون حساب به بهشت می‌رود.»
همچنین فخر دو عالم، حضرت علی (ع)، سخن گهرباری در این باره دارند که نشان از رفعت شأن خط نیکوست:
ایشان می‌فرمایند «خط نیکو برای فقیران مال است، و برای غنی جمال، و برای بزرگان کمال.»
با این اوصاف، بهتر است در این مقاله [مقالهٌ خط و ارتباط آن با عقلانیت] تجدید نظر کنید!

φ در پاسخ به انتقاد محمود:

محمود گرامی؛
با سلام و احترام ـ ما می‌توانیم در جواب شما یک کتاب قطور بنویسیم، اما نه ما فرصت اینکار را داریم و نه شما فرصتِ خواندن آن را، و نه کسی از خواندن آن سود خواهد برد.
اینکه می‌گوئیم «کسی از چنین نوشته‌هایی سود نخواهد برد»، یکی از نشانه‌هایش این است که شما از مقاله بالا نه فقط سود نبردید، بلکه زیان کردید زیرا منظور ما را وارونه برداشت نمودید. لذا در کمال نومیدی، جواب شما را فهرست وار می‌نویسم:

هدف از نوشتن، خواندن است؛ پس آسان بنویس تا آسان بخوانند. ™

1 ـ منظور ما از (خط خوش)، خطی است که صاف و ساده و روشن باشد و همگان (به آسانی) قادر به خواندن و نوشتن آن باشند؛ اما منظور شما از (خط خوش) خطی است که برای نوشتنش کلی وقت صرف شود و همچنین برای خواندنش هم کلی تجربه و تحصیل و تهذیب لازم باشد.

2 ـ واضح است که زبان گفتاری و نوشتاری، فقط به این درد می‌خورد که ما بتوانیم مثلاً قضیهٌ فیثاغورس را برای یکدیگر تعریف کنیم، و یا بگوئیم یک لیوان آب بده!... فقط همین؛ دیگر اگر بخواهیم مسائلی که به شعور انسان مربوط است را بیان کنیم، اغلب نتیجهٌ معکوس می‌گیریم. بطور مثال، 1400 سال پیش خدا کتابی بر محمد (ص) فرو فرستاد که نام آن قرآن بود و یکی از کلمات آن این بود که: «کلمة الله هی العلیا». از آن زمان تا بحال، در طول این 1400 سال، بسا 14 میلیارد نفر (در این محدوده) به دنیا آمده و زندگی کرده و مُرده‌اند، اما هیچکس نفهمید که معنای این عبارت چیست!... همه گمان بردند که نام خدا را باید بر بالای همهٌ نامها نوشت و ندانستند که «کلمة الله هی العلیا» یعنی کلام خدا، بالاترین کلمات است؛ [یعنی حرف خدا، صحیح ترین و درست ترین حرفهاست]، البته عجب نیست اگر حرف بشر هم درست باشد، زیرا هم اوست که بشر را آفرید و نیروی تعقُل و تفکر و بیان را در او دمید.

3 ـ بنده مسئول نادانی دیگران نیستم ـ بطور مثال، اگر شما باز هم همین پاراگراف بالا را وارونه بخوانید، من مسئول نیستم!... خودتان مسئول شعور خودتان هستید!... من که عقل شما را ندزدیده‌ام که بتوانید مرا به جهتِ آن ملامت کنید.

4 ـ در ابتدای نوشته‌تان گفته‌اید که: «ظهور خط، بزرگترین اتفاقی است که در سپیده دم تاریخ، به دست انسان صورت گرفت؛ چه اگر خط پدید نمی‌آمد، نگارش انجام نمی‌گرفت و میراث پیشینیان حفظ نمی‌شد، و فروغ اندیشه‌های گذشتگان، به آیندگان نمی‌رسید و قافلهٌ تمدن بشری به قله‌های کمال راه نمی‌سپرد.»
جواب:
خط اختراع شد، بسیار خوب ـ اما از میراث پیشینیان، چه چیزی جز جهالت به بشر رسید؟... و کدام فروغ اندیشه بر بشر تابید؟... و این قافلهٌ تمدن که شما از آن نام می‌برید، به کدام قله صعود کرد؟... ما که جز سقوط، چیزی نمی‌بینیم!... آنچه ما می‌بینیم جز انقراض بشر طی 100 سال آینده نیست ـ [مگر آنکه بشریت، راهش را عوض کند و بسوی فطرت خود برگردد]... آیا اینکه تلویزیون و موبایل را اختراع کرده‌اید و آن را در خدمت فساد و فحشاء و بت پرستی و هزار مفسدهٌ دیگر قرار داده‌اید نشان ترقی است؟... آیا اینکه دیوانگی را جایگزین انسانیت کرده‌اید، نشان ترقی است؟... آیا اینکه جمعیت زمین را به هفت میلیارد رسانیده‌اید، نشان ترقی است؟... آیا فکر نمی‌کنید که اینهمه آدم، آب و غذا و مسکن و اسباب می‌خواهند؟... آیا اینکه حیات خود و جانوران زبان بسته را بخطر افکنده‌اید، نشان ترقی است؟... آیا اینکه کاری کرده‌اید که واحد جامعه (یعنی کانون خانواده‌ها) سست و لزران گردد، و آمار طلاق به 60 درصد برسد، نشان ترقی است!؟...

5 ـ گفته‌اید که: «از تأویل حدیث شریف نبوی برمی‌آید که فرمود: هرکس (بسم الله الرحمن الرحیم) را به خطی نیکو بنگارد، بدون حساب به بهشت می‌رود.»
جواب:
اولاً آیا شما خود این حدیث را از رسول اکرم شنیده‌اید که به صحت آن اطمینان دارید؟
ثانیاً مگر نشنیده‌اید که حضرت رسول فرمود: احادیث غیر عقلانی از ما نیستند؟
ثالثاً این حدیث، بسا به عقل شما سازگار باشد! لکن مطمئن باشید که با عقل هیچ بشر سالمی سازگار نیست، چرا که اصل مذکور، به تمامی تبهکاران جهان جواز می‌دهد که تمام عمرشان را هر غلطی دلشان خواست بکنند، آنگاه فقط یکبار (بسم الله الرحمن الرحیم) را به خطی نیکو بنگارند، تا بدون حساب به بهشت بروند!!!...
شما چطور بخودتان اجازه می‌دهید که چنین گفته‌ای را [که آنهم به گفتهٌ خودتان بر طبق تأویل است نه تصریح] به پیامبری نسبت دهید که از بام تا شام، مردم را به تعقُل و تفکر دعوت می‌نمود!؟
این گفته، مثل این است که (مثلاً) رئیس یک دانشکدهٌ خلبانی، اعلان کند که: [هر کس بتواند نقاشی زیبائی از یک هواپیما ترسیم کند، بدون کنکور و تمرین و تجربه و امتحان، اورا خلبان بوئینگ 747 خواهیم کرد و سکان هواپیما را بدستش خواهیم داد! ]...
شما خواه از گروهی باشید که بهشت و دوزخ را در این جهان می‌دانند، خواه از گروهی باشید که بهشت و دوزخ را در آن جهان می‌دانند، و خواه از گروهی باشید که در هر دو جهان می‌دانند، در هر صورت، بهشت و دوزخ، هردو، مکانِ شایستگان است نه مکان ناشایستگان. یعنی اگر کسی شایستهٌ بهشت باشد به بهشت می‌رود و اگر شایستهٌ دوزخ باشد به دوزخ؛ و اینطور نیست که خوش خطان را به بهشت ببرند و بد خطان و بیسوادان را به دوزخ!...
شما اگر اندکی می‌اندیشیدید، می‌دانستید که اگر می‌شد فقط با یکبار نوشتن (بسم الله الرحمن الرحیم) (بدون حساب) به بهشت رفت، پس چرا حضرت رسول، 23 سال مصیبت کشید؟... چرا آنقدر رنج برد؟... چرا قرآن به این عظمت بر او نازل شد؟...
اینطور که شما می‌گوئید، حل این مسئله، نیاز به اینهمه رنج و مشقت نداشت!... کافی بود که در همان ابتدا بمردم بگوید: ای مردم؛ فقط یکبار با خط خوش بنویسید (بسم الله الرحمن الرحیم) تا به بهشت بروید... و خلاص!!!...

خط خوش آن است که ساده، واضح، روان و خوانا باشد، و همگان بر خواندن و نوشتنش توانا باشند. ™

6 ـ باز هم تکرار می‌کنیم که [خط، وسیله‌ای برای نوشتن و خواندن است]، پس نباید هدف اصلی فراموش شود. و تکرار می‌کنیم که (خط خوش) آن است که [ساده، واضح، روان و خوانا باشد، و همگان بر خواندن و نوشتنش توانا باشند]. و بی تردید، منظور علی (ع) هم چیزی جز این نبوده است زیرا هدف از نوشتن، خواندن است نه پز دادن.

با حترام ـ عامر هاشمی.

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up