تعریف حلال و حرام در فلسفه و حکمت

Π تعریف حلال و حرام در فلسفه و حکمت :

● چنانکه بارها گفته‌ایم، ما به هیچوجه از دیدگاه دین و مذهب به بررسی هیچ موضوعی نمی‌پردازیم و اگر گاهی آنچه می‌گوییم با مسائل دینی تلاقی کنند، این تلاقی نه از روی عمد، بلکه بسبب تلفیق تاریخی یا طبیعی دین با فلسفه، و یا دین با حکمت است.

پس ما کاری نداریم به اینکه (حلال و حرام) در دین چه تعبیری دارند؛ اما (حلال) در فلسفه یعنی چیزی که از نظر (منطق حقوق بشر) مشروع باشد، مانند (تنفس کردن از هوایی که مُشاع است)؛ و (حرام) در فلسفه یعنی آنچه که از نظر (منطق حقوق بشر) نامشروع باشد، مانند (از بین بردن همان هوای مُشاع، به هر دلیل غیر معروف و غیر معقول) که طبعاً حاصلی جز ایراد ضرر و زیان به بشریت ندارد.
به عبارت دیگر، (حلال) در فلسفه، یعنی انجام هر امری که با (منطق و تجربه) مغایر نباشد، (مثل همخوابی با همسر شرعی خود)؛ و حاصل هر امر حلال (در فلسفه)، هرچه باشد (مشروع) است.
(حرام) در فلسفه، یعنی انجام هر امر غیر منطقی که مورد قبول هیچکس (حتی شخص مرتکب) نباشد، (مثل همخوابی مرد و زنی که همسر شرعی یکدیگر نباشند).

Π اینکه گفته است: «مورد قبول مرتکبین نباشد»، یعنی اینکه اگرچه ممکن است چنین اشخاصی (در خلوت خود)، وانمود کنند که از کار خود، راضی و خورسندند، اما در باطن، به نادرستی کار خویش آگاهند؛ و در حضور دیگران نیز روابط خود را کتمان و آن را انکار می‌کنند.

اما (حلال) در حکمت، یعنی انجام هر امری که از ارتکاب آن، عمیقاً لذت ببری (مثل همخوابی با همسر مشروعی که در پاکدامنی او هیچ تردیدی نداری).
و (حرام) در حکمت، یعنی انجام هر امری که از ارتکاب آن، لذت نبری یا پشیمان شوی (مثل همخوابی با همسر مشروعی که نسبت به پاکدامنی او تردید داشته باشی)؛ و این به آن می‌ماند که تو گرسنه باشی و خوراک خوشمزه‌ای در اختیار تو باشد که مگسی در آن مرده باشد، و تو ممکن است آن مگس را دور بیندازی و آن غذای خوشمزه را (اجباراً و به کراهت) بخوری، اما طبعاً از خوردن آن لذت نخواهی برد و بسا آن را استفراغ کنی.
یعنی فلسفه، (حلال و حرام) را در نفس عمل می‌بیند، اما حکمت، (حلال و حرام) را نه فقط در نفس عمل، بلکه در قالب عواطف طبیعی و استنتاج نتایج منطقی نیز می‌سنجد.

یکم آذر 1390 ^ ™

free hit counters