بررسی حجاب نه از نظر دینی

Π حجاب نه از دیدگاه دین :

ما به هیچوجه از دیدگاه مذهب، به مسئله حجاب (و همچنین سایر اصول اجتماعی) نمی‌پردازیم زیرا (حجاب) یک اصل اجتماعی است و نمی‌توان آن را منحصر و محدود به دین و مذهب یا فرقه‌ای خاص دانست. اما پیوسته متهم می‌شویم که داریم این اصول را از نظر مذهبی بررسی می‌کنیم تو گویی حجاب یک اصل مذهبی و مختص به دین است !

این عدم درک، بسا بسبب تفاوت در نوع نگرش باشد، زیرا تفاوت در نوع نگرش، موجب عدم تفاهم و درک متقابل می‌شود و جامعه بشدت عقب خواهد ماند در حالی که بابت این عقب ماندگی ماتم گرفته است. / یعنی اینطور نیست که جامعه از نتایج رفتار خود شادمان باشد بلکه بعکس، ناخرسند و افسرده است، اما اینکه چرا عقب مانده است، و چرا از این بابت افسرده است را نمی‌داند.

این درست است که همگان فارسی، زبانیم ولی انگار زبان یکدیگر را نمی‌دانیم. و این موضوع قدری عجیب بنظر می‌رسد! ... بسا این کج فهمی به آن سبب باشد که ما به هر قضیه‌ای از نظر اجتماعی می‌نگریم اما دیگران از نظر انفرادی. / یعنی آنان فقط شخص خود را در نظر می‌گیرند و ما جامعه را. / مثلاً وقتی می‌گوییم «در امر ازدواج، مهریه را سبک بگیرید و یا مراسم را آنچنانی نگیرید...» این را برای جامعه می‌گوییم و نه برای یک فردِ خاص، زیرا اگر قضیه جنبه‌ای فردی می‌داشت و به آن شخص ختم می‌شد، (حتی اگر تمامی داریی اش را تیر و ترقه می‌خرید و در مراسم ازدواجش هدر می‌داد) قضیه ابداً مهم نبود! دست کم از نظر ما مهم نبود. / از نظر ما این مهم است که قضیه به او ختم نمی‌شود و مردمان (ی که عقل انفرادی دارند)، هر یک اندکی به آن مراسم و مهریه می‌افزایند تا کار بجایی برسد که ازدواج کردن کار حضرت فیل باشد و طبعاً فحشا جامه را فراگیرد زیرا مرد زن می‌خواهد و زن شوهر، ولی چشم‌هم‌چشمی نمی‌گذارد آنان بهم برسند.

وقتی عرض می‌کنیم که «مراعات حجاب در جامعه ضروریست» مثل اینست که بگوییم «بستن کمربند ایمنی در اتومبیل ضروریست». و اگر بستن کمربند ایمنی به دین و مذهب ربط دارد، مراعات حجاب نیز (در این بحث) به دین و مذهب ربط دارد.
البته خطر رعایت نکردن حجاب، بسیار بیش از نبستن کمربند ایمنی است زیرا در نبستن کمر بند ایمنی، بروز خطر در (اگر) است و حتمی نیست، لکن خطر مراعات نکردن حجاب حتمی است. یعنی مراعات نکردن این مسئله (و سایر مسائل اینچنینی) بطور فیزیکی و عینی جامعه را دچار انحطاط می‌کند و حتماً هم می‌کند. و ما این موضوع را بدون ذکری از نام دین و مذهب و بهشت و دوزخ بررسی می‌کنیم.

بسا گفته شود: پس چرا در جوامعی که رعایت حجاب الزامی نیست، از انحطاط خبری نیست؟
در پاسخ می‌گوییم: بی تردید، انحطاط در همان جوامع نیز وجود دارد لکن آنقدر نیست که فریادها بلند شود. یعنی اگر در آن جوامع، این اصل اجتماعی رعایت می‌شد طبعاً حال و روزشان خیلی بهتر از این بود که هست. اما لزوم رعایت حدود حجاب با خصوصیات اخلاقی جامعه رابطه‌ای مستقیم دارد.

پاسخ اصلی ما این است که هر قومی با قوم دیگر فرق دارد و درست نیست که خصوصیات تمامی اقوام و طوایف جهان را یکی بدانیم. البته این نگرش، نوعی تبعیض نژادی قلمداد می‌شود، لکن بالاخره ماست سفید است. و اگر کسی را مجبور کنند که بگوید(ماست سیاه است)، بعید نیست اجباراً بگوید «ماست سیاه است»، لکن او می‌داند که ماست سفید است. [مانند گالیله که مجبورش کردند بگوید (زمین نمی‌چرخد)، او هم مجبور شد بگوید «زمین نمی‌چرخد» ولی می‌دانست که می‌چرخد.].

مثلاً مردم عربستان با مردم ایران (اگرچه همسایه‌اند) ولی خیلی فرق دارند. آنان تمامی زندگی شان در شکم و زیر شکم خلاصه می‌شود!... آنان جز خوردن و کردن کار دیگری بلد نیستند، و علت اینکه زنان ایران نسبت به زنان عربستان آزادترند همین است نه عقب ماندگی یا پیشرفتگی! / مثلاً هنوز از پیدایش اتومبیل چندان نگذشته بود که زنان ایران مجاز به رانندگی شدند، اما زنان عربستان تا هنوز نیز اجازه رانندگی ندارند! و این موضوع بسبب عقب ماندگی تکنولوژیکی نیست بلکه طبایع چنین حکم می‌کند که زنانشان را سخت بگیرند وگرنه به دادنٍ غریبان می‌روند!... آنان خودشان را بهتر می‌شناسند و می‌دانند که خصوصیاتشان چیست. و درست به همین سبب است که ما [من] فریادمان بلند است و می‌گوییم که این تلویزونهای ماهواره‌ای (دانسته یا ندانسته) دارند در آداب و سنن اقوام مختلف دخالت می‌کنند و یکسان سازی را دیر زمانی است که آغاز کرده‌اند، حال آنکه خصوصیات ملت ها یکسان نیست و طبایع مختلف است. آداب و سنن در هر جامعه‌ای بر حسب نیاز برپا شده است، آنها را بی مهابا ویران نسازید و آزادی را از آنان سلب نکنید... اجازه بدهید هر ملتی بنا به خصوصیات و خواست و نیاز خود تصمیم بگیرد نه با تزریق آدابی که در همهٌ جوامع صدق نمی‌کنند!

free hit counters