Last Update: 19 February, 2017
حجاب

آداب و رسوم کهنه و دست و پا گیر

ΝΕ

■ هیچ آشیانه‌ای بهتر از کانون گرم خانواده نیست :

طی چند دههٌ اخیر، بسیار دیده شده که افرادی به برخی سنت ها و حتی به تمامی سنت ها، بخصوص به سنت های خانواده پشت پا زده‌اند. و جالب است که تبلیغات بسیاری برای فروگذاری این سنت ها و رهایی از قید آنها، و جایگزینی شان با سنن برخی کشورها انجام می‌شود. / نمونه زیر، یک کلیپ بسیار نرم است که در آن (احسان 26 ساله) از ایران، (اولگا 22 ساله) از بلاروس را با فرهنگ کشور آلمان در آخرین روزهای ماه دسامبر و آغاز مراسم کریسمس آشنا می‌سازد:

■ راه فرار از چنگ آداب و رسوم‌ کهنه و پوسیده چیست؟

آداب و رسومی که ما آنها را (سنتی کهنه و پوسیده) می‌خوانیم، آخرین متدها و روش‌ها و ابداعات و اختراعاتی هستند که برای اداره (کم خطای) امور جامعه، و همزیستی مسالمت آمیز میان مردم، و پشیمان نشدن آنان از برخی اقدامات جمعی یا فردی، و پیشگیری از برخی ناهنجاریهایی که جامعه را بخطر می‌اندازند، طی هزاران سال، در طول تاریخ، پیوسته اختراع، ابداع، ویرایش و به روز شده‌اند. بنابراین، تنها راه فرار از چنگ این آداب آن است که بنشینیم و آداب بهتری (برای اداره امور جامعه) تدوین کنیم ... البته شرایط آداب جدید باید چنان باشد که در کوتاه مدت و دراز مدت، جوابگوی خواسته‌های جامعه باشد و در ضمن، ناهنجاریهای کمتری (نسبت به آداب قدیمی) ایجاد کند. / ضمناً باید بخاطر داشت که تا چند سال دیگر، همین آداب جدید نیز (کهنه و پوسیده) خوانده می‌شوند!

مثلاً زن گرفتن خیلی دنگ و فنگ دارد، خیلی آداب و رسوم دارد. و اگر نیک بنگریم، تصدیق خواهیم کرد که بسیاری از این آداب اضافی هستند. یعنی در واقع به مرور زمان، پیوسته به آداب ازدواج اضافه شده‌اند تا به اینجا که هست رسیده‌اند.

زن گرفتن

بطور مثال، قرار دادن سکه طلا بعنوان مهریه، از پنجاه سال پیش باب شد! همچنین چشم هم چشمی و رقابت در بالا بردن تعداد آن سکه ها نیز بیش از سی سال قدمت ندارد. حتی تعیین شریط ضمن عقد نیز مربوط به بعد از انقلاب است! ... و اینها را که عرض کردیم، همگی جدیدند و جزو رسوم کهنه و پوسیده نیستند، لکن همین آداب جدید بودند که موجب سستی کانون خانواده شدند. پس مجلس ناچار شد قانونی وضع کند که تا 110 سکه عند المطالبه باشد و بیش از آن تقسیط گردد. اما راه علاج این بود که مجلس، حد اکثر مهریه را 110 سکه بداند و بیش از آن را غیر قانونی بشناسد. زیرا حتی 110 سکه نیز برای برخی خیلی زیاد است.

■ همانقدر که سخت گرفتن زیان دارد، سهل گرفتن نیز زیان دارد :

آورده‌اند که پسری نزد عمویش رفت و گفت: «دخترت را بمن می‌دهی؟». عمویش گفت: چرا ندهم؟ عقد دختر عمو و پسر عمو توی آسمان هفتم بسته است. سپس دخترش را بدون هیچ خرج و مخارجی عقد کرد و به برادرزاده‌اش داد. / برادرزاده هم عروس را سوار خر کرد تا به ده خودشان ببرد. اما توی راه چون مراقبت نکرد، دختر از خر افتاد و پایش شکست. / عمو چون این خبر را شنید آمد دختر را برد، پایش را بست تا بهبود یافت. / پس از بهبود، داماد پیش عمویش رفت و گفت: «عموجان؛ زنم را بده تا ببرم». عمو گفت: نه عمو جان، اول باید جشن عروسی بگیری آنوقت زنت را ببری ... ... پسر ناچار شد جشنی بگیرد و ولیمه‌ای بدهد و خرج مخارجی کند تا رخصت یابد زنش را ببرد. / جشن که تمام شد، زن را سوار خر کرد تا به ده خودشان ببرد اما این بار محکم او را گرفته بود. دختر عمو گفت: چرا اینقدر محکم مرا چسبیده‌ای؟ پسر عمو گفت: چونکه خیلی خرجت کرده‌ام...!

البته وقوع چنین امری بستگی به طرف مقابل دارد که آیا قدرشناس باشد یا نباشد؟ و آیا آسان گیری تو را حمل بر ضعف کند یا قدرت، و یا حماقت یا حکمت؟ / اما بطور کلی، سهل گرفتن و سخت گرفتن، هر دو زیانبار است و مصلحت در میانه رفتن است.

سهل گرفتن

■ چشم هم چشمی، بویژه در امر ازدواج، رقابتی ناگزیر است :

چشم هم چشمی بویژه در امر ازدواج، مسابقه‌ای بی انتهاست که خط پایانی ندارد. این مسابقه (در تمامی امور زندگی اجتماعی) بویژه در مراسم عروسی و دامادی، رقابتی ناگزیر است که تنها عامل بازدارنده اش فشار قانون است. تنها قانون است که می‌تواند در اینگونه موارد معجزه کند زیرا آدمها (اکثراً) عقل اجتماعی ندارند و نمی‌دانند که سرانجام چنین رقابتی چیست؟ / یعنی بعنوان یک فرد، (به انفراد) از پیامدهای آن رقابت به علانیه آسیب دیده و شاکی‌اند لکن باز نیز (به اجتماع) به همان روش ادامه می‌دهند.

سخت گرفتن

در کشمیر تا چند سال پیش، در مراسم ازدواج (بسبب چشم هم چشمی و رقابت) کار بجایی رسیده بود که خانواده داماد می‌بایستی 200 رقم غذا می‌پخت!! ^ و طبعاً تهیه این مقدار غذا آسان نیست!! ^ یعنی اگر کسی می‌خواست فقط صد نفر میهمان دعوت کند، بایستی 20,000 قلم غذا تدارک می‌دید! ^ در آن میان، افرادی هم بودند که مشکل را درک می‌کردند و عوارض سوء آن داب را می‌دانستند و مردم را از آن منع می‌کردند، اما در امور اجتماعی، گوش کسی بدهکار حرف حساب نیست زیرا قهراً همه از هم تقلید می‌کنند... تا آنکه بالاخره دولت ناچار از دخالت شد و دستور داد در مراسم ازدواج، بیش از دو قلم غذا ارائه نشود.
در اینگونه موارد، مردم ناچار از تقلید از یکدیگرند زیرا پای رقابتی ناگزیر در در میان است. در این خصوص، آنچه همگان می‌گویند و ناصح را به سکوت وامی‌دارند این است که: «ما آبرو داریم!»، یعنی نباید کمتر از دیگران باشیم!

■ واکنش جوانان به سنت ها و آداب و رسوم :

آموزه های دینی و آنچه که سد راه امیال و خواستهای بشر باشد، طبعاً بد بنظر میرسند. مثلاً جوانی که دلش می‌خواهد (هرچه زودتر) به معشوقش برسد، آداب ازدواج را چون سدی دوست نداشتنی می‌بیند و آنها را کهنه و پوسیده می‌خوانَد. / دلش می‌خواهد هرچه زودتر دختر بگوید: «انکحتُکَ نفسی» و او نیز بگوید «قبلتُ النکاح» و تمام... ... دیگر نمی‌داند که طبیعت بشر جوری است که آنچه آسان بدست آورَد، قدرش را نمی‌داند و آسان از دست می‌دهد و به قول معروف «باد آورده را باد می‌برَد».

سهل گرفتن

در این میان، ذات و خصوصیات زن و مرد نیز فرق دارد، مرد می‌خواهد زودتر دَمش بدمَد و کار به پایان برسد برود، اما زن دوست می‌دارد که مراسمی باشد و (بعله برونی) و لباس عروسی و مجلسی و جمعیتی و ولیمه‌ای ... هرچه آنچنانی تر بهتر...

البته خواست مرد درست است و خواست زن نیز درست است زیرا از برآیند این دو نیروست که تعادل برقرار می‌شود، مثلاً زمین و خورشید را در نظر بگیرید که هزاران سال است بر همین مدار می‌چرخند و شب و روز، و ماه و سال، از برآیند دو نیروی مخالف یکدیگر (یعنی نیروی جاذبه و گریز از مرکز) پدید می‌آیند که اگرچه این دو ضد یکدیگرند، اما وجودشان لازمهٌ حیات و بقاء است، به همین سبب گفته شده که زن و مرد مکمل یکدیگرند.

Π توضیح یکم اینکه: یکی از خواص آداب ازدواج آن است که بسبب پر سر و صدا بودن، جامعه از وقوع آن مطلع و پذیرای آن می‌شود، و همین امر نیز عامل بازدارنده‌ای است برای جدا نشدن زوجین. حال آنکه ازدواج مخفیانه (هرچند که از نظر دینی مشروع باشد لکن چون از نظر اجتماعی مشروع نیست) ممکن است راحت و زود به جدایی ختم شود زیرا کسی از آن پیوند با خبر نیست.

Π توضیح دوم اینکه: نکاح (یا ازدواج)، یکی از عقود لازم است که در آن ایجاب و قبول و ذکر آن از جانب طرفین الزامی است. و ایجاب از سوی عروس است که باید شخصاً (یا توسط وکیل خود) به داماد بگوید: «خود را به نکاح (یا تزویج) تو در آوردم»، و داماد (یا وکیل او) بگوید: «قبول کردم». / همین کافی است که آنان زن و شوهر گردند و از آن پس نیز زن و شوهر باشند. / و اگر میزان مهریه را از قبل تعیین کرده باشند، زن (یا وکیل او) میزان مهریه را نیز به ذکر نکاح می‌افزاید و می‌گوید: «خود را به نکاح تو در آوردم با فلان مهر معلوم». / البته این گفتارها در اسلام به زبان عربی صورت می‌گیرند، و آن (بله) را که عروس می‌گوید، در حقیقت وکالتی است که به عاقد می‌دهد، یعنی زن ـ پیشنهاد دهندهٌ عقد نکاح است نه پذیرندهٌ آن. // برای انجام عقد نکاح، (اگر آن زن، دختر نباشد)، وجود شاهد الزامی نیست (لکن بنظر جامعه شناسان) هرقدر عقد نکاح علنی تر و پر سر و صداتر باشد، دوام و بقاء آن بیشتر خواهد بود، زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که دوام نکاح مخفیانه حتی برای چند ماه پایدار بمانَد. // نکته دیگری که ذکر آن لازم است این است که در ادیان ابراهیمی (بخصوص در اسلام) امر ازدواج تا حد غیر قابل تصوری آسان گرفته شده است، بطوریکه ازدواج کردن حتی از امر ساده‌ای مثل غسل کردن ساده تر است. و این نشان آن است که در این ادیان، اهمیت تشکیل خانواده به درستی مد نظر قرار دارد. و پایبندان به این ادیان نباید آسان بودن این امر را دال بر آسان گیری شهوت رانی یا دلیل بر اهمیت نداشتن کانون خانواده بدانند بلکه اگر نظری به احکام مکمل و متمم آن بیفکنند خواهند دریافت که ورود به مرحلهٌ ازدواج، آسان ترین گام است لکن ادامه‌اش مستلزم مراعات اصول و قواعد بسیاری است، و طلاق، دشوار ترین قواعد را دارد.

■ توضیح پیرامون واژگان بکارگرفته شده در این صفحه :

Π توضیح پیرامون کلمات دبستان و دبیرستان و دبیر:
● (داب) یعنی [شیوه / رسم / دستور / قانون / مقررات][(داب) متعلق به زبان بشر است، عربیک نیست].
● (دبستان) Χ (دابستان) از ترکیب (داب + ایستان) یعنی جاییکه به کودکان دستور زندگی را بیاموزند.
● (دبیرستان) Χ (دابویرستان) از ترکیب (داب + ویر + ایستان) یعنی جاییکه آن دستورها را ویرایش، مرور و حفظ کنند.
● (دبیر) Χ (دابویر) از ترکیب (داب + ویر) یعنی استاد / استادی که آن دستورها را از حفظ (از بر Ћ آویر) باشد و در آموزش و ویرایش آنها تجربه و مهارت داشته باشد.

Π توضیح پیرامون واژه (ایستان):
● (ایستان) از ریشه (ایستا) بمعنای ایستاده، برپا، برقرار، ثابت، و استوار است. در زبان بشر، هر کلامی که با (اس) آغاز شود، ساکن و استوار است؛ مثل Stop ، Static ، (استون = ستون) ، Stone ، (استَک= استخوان / اسکلت) و غیره...
● در زبانهای ایرانیک، هر جایی که محل ثابتِ چیزی باشد، با یک پسوند (ایستان) یا (استان) تثبیت می‌شود. بطور مثال، (خوزستان = مکان سرسبز = جایی که درخت و سبزه بسیار است)؛ یا (قرقیزستان = جایی که قرقیزها هستند)؛ یا (آستانه = خانه و جایگاه ثابت)...

Π توضیح پیرامون واژه (ویر vir):
(ویر) در زبان بشر بمعنای (تکرار جزء به جزء از یک کل است). مثلاً اگر یک قولی را عینا نقل کنند یا متنی را عیناً (از حفظ) بخوانند، آن را (آویر) کرده‌اند که قرنهاست که به غلط گفته می‌شود (از بر). مثلاً حافظ در یکی از غزلیات خود می‌گوید:

زان یــــــــار دلنوازم شکریست با شکایت ^^^ گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
... ... ... ^^^ ... ... ...
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ ^^^ قرآن ز بر بخوانی با چــــــارده روایت

● (آ) که در ابتدای (آویر) آمده است، همان مدیوم اسم ساز است که پیشتر در موردش توضیح داده شده.
● کلمات (ویرایش) و (ویراستار) از مشتقات (آویر) هستند.

بنابراین (داب) بمعنای [آیین / عادت / رسم / دستور / سنّت ...] است. اما هریک از این واژگان، معنای خاص خود را دارند و مفهوم اختصاصی (داب) را ندارند و ما به این خاطر که محدودهٌ معنوی (داب) را تعریف کرده باشیم آن را به [آیین / عادت / رسم / دستور / سنّت ...] ترجمه کردیم و گرنه هرکدام از آنها معنی بخصوصی دارند. مثلاً (سنّت) مجموعه آدابی است که توسط فرد خاصی بنیاد نهاده شده باشد و همردیف با (رسم = نقشهٌ راه) نیست.

Π توضیح پیرامون مدیوم اسم ساز Ā
( آ ) در (آداب) نیز عربیک نیست تا بتوان گفت (آداب) جمع (ادب) است. چراکه مدیوم (آ)، یک مدیوم اسم ساز است. مثل (آ) در (آخوند = کسی که خوب بخواند)، یا (آ) در (آمین = آنچه به میان بیاید)، یا (آ) در (آذر = آتش)، یا (آ) در (آشغال = خوراکی های غیر قابل مصرف)(نه خاکروبه) ... بنابراین، گرچه در عربیک (آداب) بعنوان جمع (ادب) پذیرفته شده است، لکن در ایرانیک بعنوان اسم عام شناخته می‌شود. (آداب) عربیک نیز حالت جمع سنن دارد و با (رسوم) بصورت مترادف بکار می‌رود.

Π توضیح پیرامون اینکه گفته‌ایم «ازدواج مخفی از نظر اجتماعی مشروع نیست» :
چنانکه مکرر عرض کرده‌ایم، ما هیچ تخصصی در دین نداریم و هیچ مطلبی را از نظر دینی بررسی نمی‌کنیم. / مراد ما از کلمه (مشروع) در عبارت «ازدواج مخفی از نظر اجتماعی مشروع نیست» معنای لغوی آن است نه معنای دینی آن. ما واژه (مشروع) را با واژگان [شارع / شریعه / شعر / Share] همخانواده می‌دانیم... نگاه کنید به اینجا Ў و همچنین اینجا Ў

► ^ صفحه بعد ^^^^^^^^^^ صفحه قبل ^ ◄

Π ^ دیدگاه ها

دیدگاهی درباره موضوع این صفحه ارسال نشده است

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up