Posted on: 22 November, 2011
حجاب

نگاهی به فلسفه جبر و اختیار

ΝΒ

■ بشر به جمع صاحب اختیار است نه به فرد :

بشر موجودیست مختار؛ یعنی بشر صاحب اختیار است و ما نیز این را قبول داریم. یعنی ما قبول داریم که (بشر) صاحب اختیار است، اما قبول نداریم که افراد بشر (به انفراد) صاحب اختیارند، بلکه معتقدیم به اینکه بشر (به اجتماع) صاحب اختیار است.

بشر صاحب اختیار است، اما به اجتماع صاحب اختیار است نه به انفراد

اختیار

■ تعریف جبر و اختیار :

Π این یک بحث فلسفی است، و درک آن محتاج به تأمل و دقت کافی است. بخصوص که ما این مطلب را داریم فی البداهه می‌نویسیم؛ بنا بر این هیچ تضمینی وجود ندارد که بعداً آن را تغییر ندهیم و روشن تر و کامل تر نکنیم.

جبر و اختیار (یا تفویض) یکی از مسایل پیچیده و مهم در فلسفه است. گروهی اعتقاد به (جبر مطلق) یعنی مسلوب الاراده بودن انسان دارند و گروهی معتقد به (اختیار مطلق) انسان هستند. و گروهی نیز اعتقاد دارند که انسان در مقابل خداوند (حالتی بین جبر و اختیار) دارد. یعنی از دیدگاه انسان (اختیار) وجود دارد اما از دیدگاه خداوند، همهٌ اعمال انسان (جبری) است.

بنظر ما، یکی از علل پیچیدگی و ناشناس ماندن موضوع (جبر و اختیار)، لایه لایه بودن آن است؛ یعنی (جبر و اختیار) یک مبحث لایه لایه است؛ و هر لایه، شامل یک جبر و یک اختیار است؛ و تفاوت هر لایه با لایه بعدی، اینست که اختیار قبلی به جبر تبدیل می‌شود و اختیار دیگری بجای اختیار قبلی می‌نشیند. مثلاً ما مجبوریم کار کنیم تا پول بدست آوریم ـ و مجبوریم پول بدهیم تا خوراک بخریم ـ و مجبوریم خوراک بخوریم تا زنده بمانیم...

پس وقتی به کل این قضیه (از بالا به پائین) نگاه کنیم، می‌بینیم که (جبرها) همیشه (جبر) هستند و این (اختیاراتند) که در لایه‌های بعدی تبدیل به (جبر) می‌شوند. پس اگر [(از بالا به پائین)(یعنی از فرع به اصل)] به موضوع نگاه کنیم، همهٌ عناصر را (جبر) می‌بینیم . لذا بی جهت نیست که گروهی به (جبر مطلق) یا مسلوب الاراده بودن بشر قائل بوده‌اند.

اما وقتی به کل این قضیه (از پائین به بالا) نگاه کنیم، می‌بینیم که (اختیارات) همیشه (اختیار) هستند و این (جبرها) هستند که در لایه‌های بالاتر تبدیل به (اختیار) می‌شوند. پس اگر [(از پائین به بالا)(یعنی از اصل به فرع)] به موضوع نگاه کنیم، همهٌ عناصر را (اختیار) می‌بینیم . لذا بی جهت نیست که گروهی نیز به (اختیار مطلق) بشر قائل بوده‌اند. اما سمت و سوی تفکر دانایان از فرع به اصل است نه از اصل به فرع؛ مثلاً اگر بگوئیم:[زندگی برای خوردن است]، حرف جاهلانه‌ای زده‌ایم.

اصل و فرع

فرق بین عقل و جهل در همین نکته نهفته است که دانایان از (فرع به اصل) می‌روند، و نادانان از (اصل به فرع). مثلاً نادانان معتقدند که (ازدواج برای لذت بردن است). ولی دانایان می‌گویند: [ازدواج برای تولید مثل است و لذت بردن نیز (بطور ناخودگاه) ابزاری برای تشویق و ترغیب در اقدام به تولید مثل است]. / یا مثلاً اگر کسی بگوید که: «من عاشق ادرار کردنم»، اگرچه همگان، چنین عشقی را به رسمیت بشناسند، لکن این عشق (و قبول آن) از اساس غلط است؛ زیرا (ادرار کردن) یک عارضه است و انسان نمی‌تواند عاشق عارضه باشد؛ یعنی اگر کسی بخواهد بسیار ادرار کند، لاجرم باید بسیار آب بنوشد؛ و باز اگر یک پله بالاتر بیاید و بگوید: «من عاشق آب نوشیدنم»، باز هم غلط است زیرا آب نوشیدن هم یک عارضه است؛ حال ممکن است این عارضه، یک عارضهٌ طبیعی باشد مثل تشنگی معمولی، و یا یک عارضهٌ غیر طبیعی باشد مثل بیماری دیابت.

سمت عقلانیت، از فرع بسوی اصل است؛ یعنی اگر کسی از فرع بسوی اصل برود عاقل است، و اگر از اصل بسوی فرع برود جاهل. مثلاً اگر کسی بگوید که: «من عاشق کشته شدنم»، باز اگرچه همگان، چنین عشقی را به رسمیت بشناسند، لکن این عشق (و قبول آن) از اساس غلط است؛ زیرا (کشته شدن) یک عارضه است و انسان نمی‌تواند عاشق عارضه باشد؛ یعنی اگر کسی بخواهد کشته شود، لازم است با دیگران مشاجره و مرافعه کند که این هم یک عارضه است و ضمناً یک تناقض هم در بر دارد، زیرا او در واقع دارد با کسی مرافعه می‌کند که قرار است او را به عشقش (یعنی کشته شدن) برساند، حال آنکه لازم است از کسی که کسی را به عشق و آرزویش می‌رساند، قدردانی و تشکر کرد، و تشکر با مشاجره متعارض است.
و باز اگر یک پله بالاتر بیاید و بگوید: «من عاشق مشاجره و مرافعه هستم»، باز هم معقول نیست زیرا این عین شرارت است... پس اگر به اصل برگردد و بگوید: «من پایبند به اصولی هستم که اگر لازم باشد، از آن اصول دفاع می‌کنم، و در آن مدافعه اگر کشته شدم باک نیست»، این مدعا، معقول و مقبول است. پس عقل، چیزی جز گذشتن از فروع بمنظور رسیدن به اصول نیست، و جهل، چیزی جز گذشتن از اصول بمنظور رسیدن به فروع نیست.

حکمـت، هیچ نیست جز گذشتن از فروع بمنظور رسیدن به اصول
و جهالت هیچ نیست جز گذشتن از اصول بمنظور رسیدن به فروع

یکی دیگر از دلائلی که بشر را در فهم موضوع (جبر و اختیار) به خطا برده است این است که گاهی چند لایه از (جبر و اختیار) بطور ناخودآگاه طی می‌شوند و فهم این امر را بر بشر مشتبه می‌کنند. بطور مثال، شما درس می‌خوانید تا کار پیدا کنید؛ و کار می‌کنید تا حقوق بگیرید؛ و حقوق می‌گیرید تا خانه و زندگی تهیه کنید؛ و خانه و زندگی تهیه می‌کنید تا ازدواج کنید؛ و ازدواج می‌کنید تا از زندگی لذت ببرید! ... ¿ ... خیلی‌ها هستند که آرزوهای خود را به همینجا محدود می‌دانند زیرا ورود به مرحلهٌ بعدی (که هدف نهایی شش مرحلهٌ قبلی بود) بطور ناخودآگاه صورت می‌گیرد لذا کمتر کسی بطور خودآگاه می‌داند (یا به عقل درمی‌یابد) که هدف نهایی از زندگی، تولید مثل است و تمامی مراحل پیشین، اسباب تولید مثل و بقاء بودند.

خانواده

علت این امر این است که در برخی موارد (مثل تولید مثل)، بشر بطور ناخودآگاه عمل می‌کند و از هدف نهائی کاری که می‌کند آگاه نیست. بطور مثال، اگر از کسی بپرسند که چرا کار می‌کنی؟ آگاهانه خواهد گفت: «می‌خواهم مزد بگیرم»؛ ولی اگر از او بپرسند که چرا ازدواج می‌کنی؟ دچار اشتباه می‌شود و می‌گوید: «می‌خواهم از زندگی لذت ببرم».

حال فرض می‌گیریم که شما آدم آهنی هستید و هیچ احساسی ندارید، و همه چیز را بر اساس عقل و منطق و به عبارتی، (هوش مصنوعی) می‌سنجید. / شنیدید که چی گفت! [گفت: «می‌خواهم از زندگی لذت ببرم»]. و شما (که فرضاً ربات هستید) چون آن فشار درونی و لذتی که در تشکیل خانواده هست را درک نمی‌کنید، خوهید گفت: این زحمت ها نامش لذت است؟... از کی نام زحمت تبدیل به لذت شده است!؟... آنهمه زحمت کشیدی درس خواندی، و بعد که دَرسَت تمام شد کار کردی، سپس کلی کلک و کلوک سوار کردی تا توانستی خانه و اسبابی مهیا کنی و جفتی بیابی و ازدواج کنی. حالا روزها که سرٍ کاری، و شبها هم با خانمت کار داری ... کلی ورزش و نرمش می‌کنی کرم و دارو و اسپری تاخیری و چه و چه،،، تا این کار (به این سختی که انرژی بسیاری می‌خواهد) چند دقیقه بیشتر طول بکشد. آنوقت این زحمت ها را اسمش می‌گذاری لذت!؟... همسایه‌ات می‌آید خواهش می‌کند که کمی ماشینش را کمکش هل بدهی، تو بهانه می‌آوری و به او می‌گویی که «دیسک کمر دارم» آنوقت با خانمت مشغول کاری می‌شوید که زحمتش از ده تا ماشین هل دادن بیشتر است!!!... شما آدمها معلوم هست چه تان شده است!؟...

ما البته از ربات توقع نداریم که احساسات آدمها را درک کند و بفهمد که برخی زحمت ها خیلی ـ خیلی لذت دارد. ولی اگر از حق نگذریم، این ربات داشت راست می‌گفت... به قول شاعری که در همین زمینه می‌گوید:

... ... ...
این کُنش گرچه به ظاهر لذت است ^^^ باطناً مقــصد دوام خلقت است
تو به ظاهر غــرق لذت می شــوی ^^^ باطناً حمّال خـلقت می شــوی

Э دانلود متن کاملتر شعر بالا ▲
نوع فایل: PDF / حجم: 70 کیلو بایت.

Π ^ دیدگاه ها

دیدگاهی درباره موضوع این صفحه ارسال نشده است

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up