Last Update: 31 March, 2012
دیدگاه ها

شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید

ΑΑ

■ برخلاف گفتارتان، تم کلی سایت شما مذهبی است :

♂ مسعود ـ 14 ژانویه 2012 گفته است:

من یک فیلسوف شناخته شده و مشهور هستم اما بجهت آنکه از نام و شهرتم استفادهٌ تبلیغاتی نشود، از نام مستعار «مسعود» بهره جستم.

آقای هاشمی؛ شما بارها در سایتتان متذکر شده‌اید که هیچ مطلبی را از دیدگاه سیاسی و مذهبی تحلیل نمی‌کنید؛ اما بر خلاف گفتارتان، تم کلی سایت شما مذهبی، و کاملاً در راستای سیاستهای دولت ... است.

من نمی‌دانم که مدراج [مدارج] تحصیلی شما چیست؟ و فقط از طریق آثارتان با افکار شما آشنا شدم ولی عاقبت نفهمیدم که چه ایده‌ای دارید!! با دانشمندان مخالفید، با هنرمندان مخالفید، با شاعران مخالفید، پس با چه چیزی موافقید؟... در برخی موارد، دلائل شما تا حدی قابل قبول است اما تقریباً هیچ مقاله‌ای را بپایان نرسانیده‌اید تا مشخص شود که چه می‌گوئید!...

از خلال کتابها و مقالات شما، چنین استنتاج می‌شود که شما بر خلاف جمیع روشنفکران جهان، بیش از آنکه از دولتها انتقاد کنید، ملتها را مورد ملامت و انتقاد قرار می‌دهید و این با عرف بشریت در تضاد است. شما اگر دانشی دارید، باید آن را در جهت منافع مردم بکار بگیرید و نه در جهت ملامت مردم و حمایت از دولتها...

... از برق و الکترونیک گرفته تا فلسفه و حکمت، از همهٌ این علوم، و حتی علومی که در هیچ آکادمی مطرح نشده و در هیچ کتابی نوشته نشده، (ظاهراً) اطلاع دارید!! و این خیلی عجیب است! شاید هم همکارانی دارید که این معلومات را برایتان ابداع می‌کنند!!...
نویسنده هستید! شاعر هستید! واژه شناس هستید! جامعه شناس هستید! روان شناس هستید! کاشف زبان بشر هستید! کاشف بنیاد عدد نویسی هستید!... پس چه چیز نیستید!؟... اصولاً خودتان کسی را سراغ دارید که جامع اینهمه علوم بوده باشد!؟ پس آیا مقبول تر نبود که فقط یکی دو مورد از این دست ادعاها را بخود نسبت می‌دادید؟...

در گفتارهای شما، تناقض بسیار هست، مثلاً شما از سویی عقلانیت را تبلیغ می‌کنید و سوی دیگر دینداری را، در حالی که این دو با یکدیگر در تضاد هستند... لذا من فکر میکنم که شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهرهٌ مذهب و حاکمیت را دارید.

Π توضیح اینکه بخشهایی از این ایمیل را به دلایل حقوقی حذف کرده‌ایم.

User

■ پاسخ فیلسوف محترم :

φ فیلسوف گرامی؛ مسعود عزیز؛

اگرچه شما شعور ما را تکذیب می‌کنید، لکن ما فیلسوف بودن شما را تصدیق می‌کنیم زیرا اساس فلسفه بر (نبوغ و منطق و تجربه) است و شما هر که هستید، واجد این هر سه هستید. لذا ما ابداً از آنچه گفته‌ایم دفاع نمی‌کنیم بلکه مبنای این جواب را بر اشتباهات خودتان می‌نهیم:

1 ـ شما گفته‌اید که یک فیلسوف (مشهور) هستید و این گویای آن است که شما مفهوم (مشهور) و تفاوت آن با (معروف) را نمی‌دانید؛ و نمی‌دانید که (مشهور) بمعنای (شُهره بودن به بد نامی) است؛ و (معروف) بمعنای (سرشناسی به نیکنامی) است، مثل موسی و فرعون که هر دو به یک میزان در میان مردمان نشان دارند، اما موسی معروف است و فرعون، مشهور. / البته ما از تحصیل کرده‌ها انتظار نداریم که فرق میان (معروف و مشهور) را بدانند، اما شما که مدعی فیلسوف بودن هستید، باید تفاوت کلمات (معروف و مشهور) رامی‌دانستید؛ علی الخصوص وقتی که با کسی حرف می‌زنید که (به گفتهٌ خودتان)، همه چیز می‌داند!

2 ـ گفته‌اید که: «تم کلی سایت شما مذهبی و در سمت سیاستهای دولت است.». و همچنین (در انتهای ایمیلتان) گفته‌اید که «دینداری و عقلانیت با یکدیگر در تضاد هستند».

الف ـ اینکه تم سایت ما (دینی یا مذهبی) بنظر می‌رسد به این علت است که آنچه ما می‌گوییم، بر اساس (حکمت) است، بنا بر این، گفته‌های ما، به هیچوجه بر اساس (دین و مذهب) نیست؛ اما چون ادیان ابراهیمی نیز بنیادشان بر حکمت است، طبعاً شما شباهت های فراوانی بین گفتار ما و مبلغین دین خواهید یافت و این باعث می‌شود که گمان کنید ما داریم (دین) را به شیوه دیگری تعریف (یا تبلیغ) می‌کنیم، و این یک تصور اشتباه است؛ اما این اشتباه از سوی شما که خود را (فیلسوف مشهور) می‌دانید، پذیرفتنی نیست.

ب ـ اینکه گفته‌اید: «دینداری و عقلانیت با یکدیگر در تضاد هستند»، ما را بیاد نظریه آقای (حسین حاج فرج دبّاغ) انداخت. ما چند سال پیش (شنیدیم) که ایشان چنین گفته است؛ و بمجرد آنکه آن نظریه را (شنیدیم) گفتیم که اگر واقعاً ایشان چنین حرفی زده باشند، واضح است که از جمله جاهلانند، زیرا دین آنچنان بر عقلانیت منطبق است که اگر به موردی از دین برخوردید که با عقلتان قابل توجیه نباشد، مطمئناً یا عقل شما ناقص است و یا نقصی بر آن مورد از دین وارد شده است.

3 ـ گفته‌اید که: «من نمی‌دانم که مدارج تحصیلی شما چیست؟...».

جواب:
[من] یک بیسواد کوهکی هستم... این چه ربطی به موضوع دارد!؟... آیا آن کسی که چند فقره مدرک فوق تخصص از دانشگاههای آمریکا و انگلیس دارد، داناست؟... اگر اینها دانا هستند، پس چرا بر خلاف اهداف خودشان حرکت می‌کنند؟...

حکمت می‌گوید: آنانکه بر خلاف اهداف خودشان حرکت می‌کنند نادان ترین مردمانند.
حکمت (در این مورد) کاری ندارد به اینکه آن اهداف درستند یا غلط!... فقط می‌گوید: آنانکه بر خلاف اهداف خودشان حرکت می‌کنند نادان ترین مردمانند. مثلاً فرض کنید که هدف شما این باشد که با کسی دوست شوید ـ راه اینکار این است که شما بروید مؤدبانه به او سلام کنید تا باب دوستی بین شما باز شود. پس اگر چنین کنید، در جهت هدف خودتان گام برداشته‌اید و آنوقت حُکما می‌گویند: «فلانی دانای کار خویش است». تأکید می‌کنیم که بشما نخواهند گفت «مطلقاً دانا هستید» بلکه خواهند گفت که «فلانی دانای کار خویش است».

حال اگر شما بجای سلام کردن، به آن شخص دشنام بدهید، طبعاً او با شما دوست نخواهد شد، پس شما بر خلاف هدف خودتان گام برداشته‌اید، پس شما نادان ترین مردمانید.

ما این مثال را از برای این زدیم که بگوییم: (در خوشبینانه ترین حالت) هدف جهان غرب این است که دل جهان شرق را بدست آورد و باب دوستی با ایشان باز کند، اما با انتشار سکس و ترویج فساد و فحشا، دارد حتی سلیم النفس‌ترین مسلمانان را علیه خودش رادیکالیزه می‌کند! پس دارد بر خلاف هدف خودش گام برمی‌دارد! پس ایشان، نادان ترین مردمانند.

آخر آیا یکی در میانشان نیست که ایشان را بگوید: شما دارید اشتباه می‌کنید!!!...
چرا مردم مصر و تونس انقلاب کردند و به اسلام روی آوردند؟...
چرا طالبان با آنهمه تضییقات و تنگناها، می‌توانند ناتو را به ستوه بیاورند؟...
چرا هواداران القاعده با آنهمه تضییقات و تنگناها، روز بروز افزایش می‌یابند؟...
آیا در میان جهان غرب، یک نیمچه دانایی نیست که علل این چراها را دریابد؟...

ما این را به عینه داریم می‌بینیم که شرق و غرب، روز به روز از یکدیگر فاصله می‌گیرند!... روز به روز از یکدیگر بیزارتر می‌شوند!... و این رادیکالیزم و بیزاری به حدی رسیده است که شرق از آسیب غرب آسایش ندارد و غرب از آسیب شرق!... و این اوضاع به آن می‌ماند که این دو گروه بر بالای برجی باشند ولی بسبب بیزاری از یکدیگر، آنقدر عقب عقب بروند تا غرب از آنسوی برج سقوط کند و شرق از اینسوی برج!!!...

● همچنین گفته‌اید که: «تقریباً هیچ مقاله‌ای را بپایان نرسانیده‌اید تا مشخص شود که چه می‌گوئید!...».
در این مورد، هیچ جوابی نداریم جز آنکه [ما] یکنفر بیشتر نیستیم ـ و دست تنها ـ و هزاران سوژه ـ و هر شبانه روز هم 24 ساعت بیشتر نیست!...

4 ـ گفته‌اید: «از خلال کتابها و مقالات شما، چنین استنتاج می‌شود که شما بر خلاف جمیع روشنفکران جهان، بیش از آنکه از دولتها انتقاد کنید، ملتها را مورد ملامت و انتقاد قرار می‌دهید و این با عرف بشریت در تضاد است. شما اگر دانشی دارید، باید آن را در جهت منافع مردم بکار بگیرید و نه در جهت ملامت مردم و حمایت از دولتها...».

جواب:
آری همینطور است که می‌گویید، و تفاوت آشکار نگرش ما با تمامی نظریه پردازان جهان در همین نکته نهفته است که: در همهٌ جهان، حتی در میان فلاسفه و همچنین نظریه پردازان دموکرات مرسوم است که، مردم را (فقط در انتهای ماجرا)، صاحب اختیار می‌دانند، لکن در ابتدای ماجرا، مردم را نادیده می‌گیرند. یعنی داستان را از ابتدا نمی‌خوانند، بلکه از وسط می‌خوانند. یعنی مسئله را ریشه یابی نمی‌کنند، بلکه فقط نتیجه را مورد بررسی قرار می‌دهند. یعنی مردم را در وقت پختن، هیچکاره می‌پندارند، ولی در وقت خوردن، همه کاره؛ و این نوع تفکر، منطبق با واقعیت نیست و غلط است. [اتفاقاً خودتان هم همین را گفته‌اید].
این یک اشتباه تاریخی است و منحصر به امروز و دیروز نیست؛ یعنی در طول تاریخ بشر، سابقه ندارد که یک قومی گناه مفاسد سیاسی و اجتماعی را بگردن بگیرد؛ همه می‌گویند: «من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود»؛ همه می‌گویند: تقصیر از فلان سلطان بود ـ تقصیر از بهمان سلطان بود!...
اما مشکل اصلی اینجاست که نه فقط مردم عادی، بلکه تمامی فلاسفه و نظریه پردازان جهان هم همین نوع تفکر اشتباه را داشته و دارند! و درست به همین سبب است که بشر، (پس از هزاران سال که بر زمین زندگی می‌کند)، هنوز همان مشکلات اولیه را دارد. یعنی اگر شما ماشین زمان داشتید و می‌توانستید در بُعد زمان به عقب برگردید، به عینه می‌دیدید که دقیقاً همین مشکلاتی که امروز هست، ده هزار سال پیش و بیست هزار سال پیش هم بوده است! پس بشر (در مسائل عقلانی) هیچ ترقی نکرده است، بلکه فقط شکل لباس و اسباب و اثاثش عوض شده است!

ما ماجرا را از ابتدا مرور می‌کنیم و می‌گوییم:
اگر جامعه‌ای در دوزخ است، آن دوزخ را خودش ساخته است؛ و اگر در بهشت است، آن بهشت را خودش ساخته است. و می‌گوییم که هیچ سلطانی، بیش از مردم خودش قابل تقدیر یا تنبیه نیست.
این البته سئوالات بسیاری را در ذهن شما ایجاد خواهد کرد و ناچار نیاز به توضیح خواهد بود؛ لذا اگر فرصتی پیش آید، در مقالهٌ جداگانه‌ای به آن خواهیم پرداخت. اما در اینجا به این مثال بسنده می‌کنیم که:
مثلاً فرض کنید که شما چند ماکیان در خانه دارید؛ حال اگر این مرغها، قلمرو خود را شناختند و در همان قلمرو چریدند و به حریم یکدیگر تجاوز نکردند و مزاحم همدیگر نشدند، شما آن مرغها را آزاد می‌گذارید، وگرنه ناچارید آنان را در قفسی بگذارید.
در چنین حالتی، فرض کنید که دو نفر ناظر این ماجرا هستند که یکی عاقل است و دیگری جاهل.
جاهل اگر ببیند که شما مرغها را آزاد گذاشته‌اید، خواهد گفت: (شما آدم خوبی هستید)؛ و اگر ببیند که شما مرغها را حبس کرده‌اید، می‌گوید: (شما آدم بدی هستید). اما عاقل اگر ببیند که شما مرغها را آزاد گذاشته‌اید، خواهد دانست که آن مرغها بسبب رفتار درستشان، آن آزادی را برای خودشان فراهم کرده‌اند؛ پس آن نیکی را از جانب شما نمی‌بیند، بلکه از جانب مرغها می‌بیند، و همچنین بعکس. پس عاقل، ظاهر بین نیست بلکه باطن را می‌بیند.

ما می‌گوییم: هر جامعه‌ای، در هر حالتی که هست، لایق همان است که هست.
اما توجه داشته باشید که این نظریه در مورد جوامع صادق است، و در مورد افراد، به انفراد صدق نمی‌کند. یعنی یک فرد، هر قدر که خوب باشد، در یک جامعهٌ بد، بدی خواهد دید و همینطور بعکس.

5 ـ گفته‌اید: «... از برق و الکترونیک گرفته تا فلسفه و حکمت، از همهٌ این علوم، و حتی علومی که در هیچ آکادمی مطرح نشده و در هیچ کتابی نوشته نشده، ظاهراً اطلاع دارید!! و این خیلی عجیب است! شاید هم همکارانی دارید که این معلومات را برایتان ابداع می‌کنند!!...
نویسنده هستید! شاعر هستید! واژه شناس هستید! جامعه شناس هستید! روان شناس هستید! کاشف زبان بشر هستید! کاشف بنیاد عدد نویسی هستید!... پس چه چیز نیستید!؟... اصولاً خودتان کسی را سراغ دارید که جامع اینهمه علوم بوده باشد!؟ پس آیا مقبول تر نبود که فقط یکی دو مورد از این دست ادعاها را بخود نسبت می‌دادید؟...»

جناب فیلسوف عزیز؛
اولاً ما هرگز هیچکدام از این درجاتی که شما نام برده‌اید را بخودمان نسبت نداده‌ایم. مثلاً ما موردی را آسیب شناسی کرده‌ایم ولی نگفته‌ایم که (آسیب شناسیم). وانگهی، گیریم که این چیزهایی که شما می‌گویید را بخودمان نسبت داده باشیم، در اینصورت، آیا چیزی از حقوق شما کم می‌شود؟ و اگر اینطور نیست، پس این اعتراض بابت چیست؟... آیا حسادت می‌کنید؟ و یا اینکه علم غیب دارید و می‌دانید که ما واجد این امتیازات نیستیم؟
اعتراض شما هنگامی معتبر است که ما با یکی از مدارک فوق الذکر، در مقامی قرار بگیریم و بابت آن مقام، حقوق و مزایایی دریافت کنیم؛ در چنین حالتی، اعتراض شما بجاست، و در غیر اینصورت بیجاست.
البته معلومات ما خیلی بیش از آن چیزهایی است که شما گفته‌اید؛ ولی ما چون حفره‌ای در روان خویش نداریم، این چیزها را زیب و زینت نمی‌شماریم. یعنی نیازی به این تزیینات نداریم.

در مواردی مثل (بنیاد عدد نویسی) و (دستور زبان بشر) و غیره که ما آنها را (به شخصه) کشف کرده‌ایم، بنظر شما چه بگوییم که حسادت شما تحریک نشود؟ شما که فیلسوف هستید، در این مورد یک راه حلی پیشنهاد کنید لطفاً... راستش ما خیلی سعی می‌کنیم که حرفی نزنیم که حمل بر خودستایی شود، اما در چنین مواردی جز حقیقت چه می‌توان گفت؟

6 ـ گفته‌اید: «در گفتارهای شما، تناقض بسیار هست، مثلاً شما از سوئی عقلانیت را تبلیغ می‌کنید و سوی دیگر دینداری را، در حالی که این دو با یکدیگر در تضاد هستند... لذا من فکر میکنم که شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهرهٌ مذهب و حاکمیت را دارید.»

جواب:
الف ـ در مورد تناقض در گفتار و مثال شما در (تبلیغ دینداری و عقلانیت)، اشتباه شما را در ردیف (شماره 2) پاسخ گفتیم. ولی باز هم می‌گوییم که اگر شما (یا هر شخص دیگری) بتوانید فقط یک موردِ متناقض در کل این سایت بیابید و آن را به اثبات برسانید، ما بشما قول می‌دهیم که این سایت را بی درنگ و بکلی تعطیل کنیم.

ب ـ در مورد اینکه ما را «مزدور حاکمیت» خوانده‌اید، باید بگوییم که اگر ما مزدور بودیم، مطمئناً کسی که ما را اجیر کرده بود، ابزار و امکاناتی در اختیار ما قرار می‌داد تا فقط به این سایت نیمه کاره و درب و داغان بسنده نکنیم!
در ثانی، اگر واقعاً ما مزدور حاکمیت بودیم، بسادگی غرب را محکوم می‌کردیم؛ یعنی فقط با کلمات، شکستشان می‌دادیم و ایشان را وادار به تمکین و تغییر روش می‌کردیم...
البته ما طرفدار هیچ حکومتی در جهان نیستیم اما می‌دانیم که همین دولت ایران، به آسانی می‌توانست غرب را سر جایش بنشاند... یعنی مطمئن باشید که اگر ما مزدور حاکمیت بودیم، اکنون صدای رادیو فردا، و صدای آمریکا، و غیره بند آمده بود.

باز گمان نکنید که ما مطلقاً با غرب مخالفیم ـ نه... غرب، همه چیزش خوب است ولی مثل (گاو نُه من شیر) است. غرب بما برق داده است، اتومبیل داده است، یخچال و کولر داده است، آشپزخانه اُپن داده است!... و خلاصه خیلی چیزها بما داده است، اما در عوض، گوهر گرانبهای (شرافت، نجابت و انسانیت) را از ما گرفته است؛... و ما را تبدیل کرده است به یکمشت آدمهای فله‌ای... اکنون دیگر فقط قیافه‌مان شبیه به آدمیزاد است، ولی از آدمیت هیچ اثری در ما نیست... بگذریم... شما با دو کلمه حرف، جاهل نشده‌اید که با این دو کلام عاقل شوید... / مشکل ما ژنتیک است و قابل حل نیست. / حرفهای ما نیز مانند گوز در بازار مسگران است لذا کسی آن را نمی‌شنود؛ پس نترسید و تصور نکنید که مردم به حرفهای ما گوش می‌کنند، نه، هرگز چنین نبوده است... این مردم، به راه خودشان می‌روند، و آنقدر می‌روند و می‌روند تا سرشان بخورد به سنگ.

7 ـ گفته‌اید: «با دانشمندان مخالفید، با هنرمندان مخالفید، با شاعران مخالفید، پس با چه چیزی موافقید؟...»

جواب:
در جهان، همه چیز دو گونه است: [اصلی و جعلی] و این هردو، خیلی بهم شباهت دارند، و بشر باید خیلی فهم داشته باشد تا بتواند فرق بین چیزهای اصلی و جعلی را تشخیص دهد. مثلاً نفت چراغ، بسیار به آب شباهت دارد و اگر حس بویایی و چشایی شما ناقص باشد، این احتمال وجود دارد که اشتباهاً نفت را بجای آب بخورید و بمیرید. پس آنچه آدمها را از یکدیگر متمایز می‌کند، قوهٌ تمیز آنهاست.
همچنین، آدمها (از نظر قیافه) نیز همه به هم شباهت دارند، اما برخی واقعاً آدم هستند و برخی بظاهر شبیه به آدم هستند، یعنی در باطن دیو هستند؛ و شما باید خیلی دانا باشید تا این دو را از هم تمیز دهید.

آورده‌اند که سلطانی بیمار شد؛ پس نذر کرد که چون به گردد، کیسه‌ای زر درویشان را صدقه کند... پس چون شفا یافت، کیسهٌ زر را به وزیر سپرد تا به عهد خود وفا کند... وزیر کیسه را بگرفت و برفت و روز دیگر باز آمد و کیسه را پیش سلطان نهاد بی کم و کاست!... پس سلطان وزیر را بپرسید که در این وادی، هیچ درویش نبود که سکه‌ای بستاند؟ وزیر گفت: درویش بسیار بود، اما آنانکه درویش بوند، زر نستاندند؛ و آنانکه می‌ستاندند، درویش نبودند.

ما با هنرمندان حقیقی مخالف نیستیم؛... ما با کسانی مخالفیم که بظاهر هنرمندند و به باطن دیو!... ایشان بخاطر شهرت، حتی استریپ تیز نیز می‌کنند تا توجه مردم را جلب کنند؛ یعنی آنقدر خودپرستند که حاضرند جهان را بفساد بکشند تا مشهور شوند!

پس تو ای فیلسوف دانا؛ یک مرزی میان این دو معین کن تا مردم بدانند که کدام یک دیو است و کدام یک انسان! / آیا استاد شجریان و ابی با هم برابرند؟... شما چطور فیلسوفی هستید که فرق میان گُه و گَزر را نمی‌دانید؟... آیا می‌پندارید که چون این هر دو بهم شباهت دارند، پس هر دو خوردنی هستند!؟...

ما با دانشمندان واقعی مخالف نیستیم، بلکه با دانشمندان جعلی مخالفیم!... ما با آن دسته از دانشمندان مخالفیم که چیزهایی مثل قرص روان گردان می‌سازند و بشر را به دردسر می‌اندازند!...
شما بدون تردید قبول دارید که یکی از سالم ترین و خوشنام ترین دانشمدان جهان (لویی پاستور) است. او بود که واکسن را کشف کرد و بشر را از شر بسیاری از بیماری‌ها نجات داد؛ اما در زمان حیاتش، تنها کسانی که با او دشمنی ورزیدند و او را آزار رسانیدند، دانشمندان همتراز خودش بودند. آن آزار و اذیتها بقدری شدت داشت که پاستور را دچار سکته کرد و به بستر مرگ انداخت.
پس در میانِ دانشمندان نیز جعلی و اصلی هست؛ و اصلی‌ها حتی یک در هزار هم نیستند؛ پس باز هم نیازمند مرزبندی هستیم.

در هر صورت، ما بابت این زحمات، هیچ ریالی از کسی مزد نمی‌گیریم.
و همچنین، آنچه می‌گوییم، بر اساس (حکمت) است، بنا بر این، گفته‌های ما، به هیچوجه بر اساس (دین و مذهب) نیست. / و اینکه تم سایت ما (دینی یا مذهبی) بنظر می‌رسد، به این علت است که ادیان ابراهیمی نیز بنیادشان بر حکمت است، پس طبعاً شما شباهت‌های فراوانی بین گفتار ما و مبلغین دینی خواهید یافت و این باعث می‌شود که گمان کنید ما داریم (دین) را به شکل یا شیوه دیگری تبلیغ می‌کنیم، و این یک تصور اشتباه است.

با احترام

Π ^ دیدگاه ها

♂ [خیال] ـ 18 مارس 2012 ـ موضوع: توليد محتوا

اولش گمون كردم از بين معدود سايت‌های توليد محتوا يكی پيدا شده كه بدون تعصبات غير عقلانی به كنكاش مسائل و موضوعات مختلف پرداخته .... اما زهی خيال باطل، اين جور نگاه كردن كه غرب و راديو فردا و .... رو نابود می‌كردم اگه فلان كاره بودم رو حتی جاهل‌ترين آدم‌های عصر حجر هم نمی زدند چه برسه به فلاسفه‌ی نيمه تازی.

φ در پاسخ به [خیال]:

دوست عزیز ؛
ضمن تبریک سال نو و آرزوی سلامتی و خیر و برکت برای شما و سایر هم وطنان و همهٌ جهانیان؛
اینکه گفته‌اید: «... بدون تعصبات غير عقلانی...».
این عبارت، درست نیست زیرا (عقل) هرگز همراه با تعصب نیست؛ بنا بر این نمی‌توان گفت: [تعصب عقلانی یا تعصب غیر عقلانی]؛ پس در هر امری تعصب باشد، عقل در آن امر دخیل نیست؛ پس اگر مطمئن هستید که گفتار ما با تعصب همراه است، مطمئن باشید که ما کاملاً جاهل هستیم و هیچ عقل نداریم.
در جواب اینکه به نقل از ما گفته‌اید: «اگر من فلان کاره بودم، رادیو فردا را نابود میکردم...».
دوست عزیز؛ ما اینچنین چیزی نگفته‌ایم، ما کلمات را با دقت انتخاب می‌کنیم ـ ما در جواب آنکه ما را مزدور حاکمیت خوانده بود، گفته‌ایم:
« مطمئن باشید که اگر ما مزدور حاکمیت بودیم، اکنون صدای رادیو فردا، و صدای آمریکا، و غیره، بند آمده بود.»
و معنای این عبارت، این نیست که ما رادیو فردا را به توپ می‌بستیم بلکه با کلمات و استدلال و دلیل و برهان، صدایشان را بند می‌آوردیم.
هر بازیی یک قاعده‌ای دارد، و شما حق ندارید مثلاً در بازی فوتبال، توپ را با دست بگیرید. و در چنین موردی هم حق ندارید حرفهای ما را آنطور که خودتان مایل هستید تحریف کنید. هر بازیی یک قاعده‌ای دارد، و شما باید قواعد بازی را مراعات کنید.
در جواب اینکه گفته‌اید: «... حتی جاهل‌ترين آدم‌های عصر حجر هم نمی زدند چه برسه به فلاسفه‌ی نيمه تازی.».
دوست عزیز؛ در آنجا که ما را (جاهل) خوانده‌اید، چون حقیقت را گفته‌اید و درست گفته‌اید، ما می‌گوییم حق با شماست لذا جوابی نداریم.
چند سال پیش با دوستی به سفر می‌رفتیم؛ در راه، اتوبوسی را دیدیم که مانند اتومبیلهای رالی رانندگی میکرد... پیوسته سبقت‌های بیجا می‌گرفت و ویراژ می‌رفت و حتی یکبار نزدیک بود با یک کامیون تصادف کند... / من به دوستم گفتم که جان مسافران اتوبوس در خطر است و باید کاری بکنیم... مختصر بگوییم که رانندهٌ اتوبوس، با چراغ دادن و علامت‌های ما توقف نکرد، لذا عاقبت ناچار شدیم جاده را سد کنیم تا مجبور به توقف شود... از اتومبیل پیاده شدیم و با احترام به راننده گفتیم که: آقای محترم؛ جان 40 مسافر در دستان شماست، پس کمی احتیاط کنید! اما راننده بجای تصدیق، ما را دشنام داد، و مسافران هم که بالغ بر چهل نفر بودند، از اتوبوس پیاده شدند و ما دو نفر را گرفتند و تا جاییکه خوردیم زدند... وقتی با لباسهای دریده و بدن خونین به خانه رسیدیم، پرسیدند چه شده؟... تصادف کرده‌اید؟ گفتیم: نه ـ و ماجرا را نقل کردیم. گفتند حقتان است، زیرا اگر شما احمق نبودید، برای مسافران نادان آن اتوبوس، دلسوزی نمی‌کردید!
پس اینکه ما را جاهل خوانده‌اید حق است، و این حماقت ذاتی قابل ترک نیست؛ خدا گواه است که ما بارها خودمان را ملامت کرده‌ایم و عهد کرده‌ایم که من بعد خفه شویم و حرف بیفایده نزنیم، ولی چه کنیم که چارهٌ خود نمی‌کنیم.
اما در مورد اینکه اعراب را تحقیر کرده‌اید و آنان را (تازی) خوانده‌اید:
اولاً که آنها هرچه هستند، (به هر علتی)، توانستند از سال 21 هجری (که یزدگرد در شهر نهاوند با صد و پنجاه هزار لشکر کاملاً مسلح، از بیست هزار عرب نیمه مسلح که برخی‌شان بجای شمشیر، چماق داشتند و پایشان برهنه بود) شکست خورد و گریخت، تا سال 656 هجری، بمدت 635 سال بر ما حکومت کنند.
635 سال شوخی نیست!... یعنی شش قرن و اندی.
و در این مدت، ما زیر دست و پای آنان لگد کوب شدیم، و هیچ راه چاره‌ای نداشتیم؛ و اگر تلاشهای خواجه نصیر طوسی و همت مردم غیرتمند آذربایجان نبود، خدا می‌داند که ما چند قرن دیگر، زیر سلطهٌ اعراب باقی می‌ماندیم...
آیا می‌دانید که (مام وطن) یعنی چه؟... آیا می‌دانید (مادر وطن) یعنی چه؟... آیا می‌دانید که وطن مانند مادر ماست؟ و آیا می‌دانید که وقتی یک کشور اجنبی، وطن ما را تصاحب کند، یعنی چی؟... آیا مایل هستید که شرم و حیا را کنار بگذاریم و بی پرده بگوییم؟...
635 سال شوخی نیست!... ششصد و سی و پنج سال!...
یعنی تا پیش از آن، طولانی ترین مدتی که ما زیر سلطهٌ اجانب بودیم، در دوران سلوکیان بود که قریب سیصد سال بطول انجامید؛ البته سیصد سال هم کم نیست، سه قرن است! اما از نصف دوران سلطهٌ اعراب هم کمتر است.
حال این موضوع بماند که در کوره دهات ما چقدر امامزاده هست و چرا هست و اینکه این اشخاص، چه کسانی بودند و چطور شد که از شر خلفای عباسی به کوره دهاتی فرار کردند که نه آب بود و نه آبادی!... مثلاً شما از مردم سیرجان بپرسید که امامزاده علی کجاست و آیا تا پنجاه سال قبل در آنجا آبادی بود یا نبود؟...
این درست است که ما حق داریم یکدیگر و حتی ملل دیگر را ملامت کنیم، اما حق نداریم به آنان توهین کنیم!... زیرا، همانقدر که شما می‌توانید به آسانی به دیگران توهین کنید، دیگران هم به همان آسانی می‌توانند بشما توهین کنند!... و این، هیچ حاصلی جز ایجاد تفرقه و کینه توزی نخواهد داشت، لذا معقول نیست.
وانگهی، اعراب هرچه هستند که توانستند ما را شکست بدهند و بمدت 635 سال بر ما حکومت کنند؛ پس بنفع ما نیست که آنان را تحقیر کنیم! زیرا اگر آنان را تحقیر کنیم، در واقع خودمان را تحقیر کرده‌ایم!... این مانند آنست که من و شما با یکدیگر کشتی بگیریم، و شما مرا به زمین بزنید؛ آنگاه من بشما بگویم که بقدر مگس هم زور ندارید! ـ خوب ـ معنای این حرف چیست؟... حتی اگر هم من راست گفته باشم، معنای این حرف اینست که [شمایی که بقدر یک مگس زور نداشتید، توانستید مرا به زمین بزنید؛ پس خودم از پشه کمترم!]، پس توهین به حریف، توهین به خود است، بخصوص که حریفِ پیروز باشد!... پس حتی اگر بتوانید حریف خود را شکست بدهید، باز هم نباید او را تحقیر کنید، زیرا آن تحقیر، از ارزش پیروزی شما می‌کاهد!...
حال این موضوع نیز بماند که اعراب بما می‌گویند (عجم)!... و البته منظورشان اینست که ما را تحقیر کنند، اما نمی‌دانند که (عجم) یعنی (قوم برتر)!
توضیح اینکه اگر ما از اسکندر و یا اعراب و یا مغولها شکست خوردیم، به این سبب نبود که از آنها ضعیف تر بودیم، بلکه بسبب شاهپرستی، آنچنان در آتش ظلم و بی عدالتی می‌سوختیم که دعا می‌کردیم یک سنگی از آسمان بیفتد و آن وضع را عوض کند؛ و عربها همان سنگ بودند.
با احترام و تبریک مجدد بمناسبت سال نو

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up