Last Update: 28 December, 2009
دیدگاه ها

زبان شناسی علم بررسی علمی زبان است

ΝΔ

■ جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم :

♂ آقای (ح ش) ـ 20 دسامبر 2009 / مجدداً گفته‌اند:

گفته اید که خود را زبان شناس نمی دانید اما در نوشته هایتان به زبان شناسی هرمزگان اشاره کرده اید و آن را بررسی کرده اید. حتما می دانید که زبان شناسی علم بررسی علمی زبان است. شما نمی توانید که نه زبان شناسی را قبول داشته باشید نه پیشینیان آن را! آنها که خدا نیستند. من نیز چون شما هیچ چیز را وحی منزل نمی دانم. اما نظر پیشینیان را وقتی می توانیم رد کنیم که استدلال مقبول و منطقی پشت آن باشد. شما مثال گوسفند را در این باره آورده اید، اما در پایان گوسفند بودن آن را پذیرفته اید که وجود دارد! وقتی می گویید زبان شناسان کلاسیک یعنی آن که زبان شناسان غیر کلاسیک نیز وجود دارند. وقتی می گویید زبان شناسی، یعنی وجود چنین علمی را می پذرید، شما می توانید معیار های آن را درست ندانید، به قول شما آن ها که خدا نیستند! اما معیارها و تعاریف شما چیست؟ درست از که زبان تغییر می کند و بفر و وفر ورف در ازمنه گذشته تغییری در فهم مطلب شاید نداشته باشد، اما اگر من بخواهم هر چیز را برساخته خودم نامگذاری کنم چه؟ من چون قصد آموختن دارم سوال کردم شما در ابتدا رای را به نفع خود صادر کرده اید.زبان شناسان به صراحت نگفته اند که بشر زبان را در چه دوره ای اختراع کرده است! اصلا واژه اختراع مناسب آن نیست بلکه گمان می کنند که پیدایش آن در چه دوره ای بوده و چگونه شکل گرفته و تکامل پیدا کرده، در واقع آن ها زبان را توصیف می کنند البته که اساس اثاث اصاص و....... در فارسی تمایز معنایی ایجاد نمی کنند اما شما منکر آن در کل زبان های جهان شده بودید ولی در عربی چه؟ اساس و اثاث و ... دیگر واژگان این چنین تمایز معنی نمی کنند؟ انصاف بدهید که مثال بشکرد با مدو محمدک ووو فرق دارد! ما زبان انگلیسی داریم با تمام لهجه و گویش هایش اما زبان انگلستان را به کار نمی بریم چون شامل زبان ولزی ،گالی و آیرش و ... هم خواهد شد. همانطور که در جزیره لارک دو زبان لارکی و بدو(عربی بدوی ) نیز وجود دارد. در باره واژه سر: شما معنای ضمنی . کنایی سر را به عنوان معنای پایه در نظر گرفته اید و برابر آن نظر داده اید.
دیگر این که هیچ علمی به دیگری برتری نداشته شاید از نظر آموزشی اولویت هایی شاید داشته باشند شما می توانید زبان شناسی رایج را نپذیرید اما دست کم باید ذکر می کردید که این تعاریف منحصر به شما بوده و خود اصطلاحات را چه با دلیل و بی دلیل خلق کرده اید و تعاریف دیگر را بر نمی تابید و اصول آن ها را قبول ندارید. شما در پاسخ خواننده ای لهجه و گویش و زبان را به شکلی خاص پاسخ داده اید که با معیارها معمول علمی سازگار نیست.
در پایان از این که سایتی را به این زیبایی ساخته اید بسیار خوشحالم و باز هم برایتان آرزوی سربلندی دارم .
اگر تمایل داشتید می توانید آن را در سایت قرار دهید زیاده دیگر عرضی نیست با تشکر ـ ح

User

■ در پاسخ به ایمیل دوم آقای (ح ش):

φ ح ش گرامی؛
ببخشید که باز هم ناچاریم پاراگراف به پاراگراف جواب شما را بنویسیم:

● گفته‌اید: «خود را زبان شناس نمی دانید اما در نوشته هایتان به زبان شناسی هرمزگان اشاره کرده اید و آن را بررسی کرده اید.»

جواب: ما به زبانشناسی اشاره نکرده‌ایم بلکه بالاتر از آن ـ نام آن کتاب (از گامرون تا تهران ـ زبانشناسی هرمزگان) است. / این یعنی اینکه ما با اطمینان و قاطعیت، خود را زبانشناس زبان هرمزگان معرفی کرده‌ایم. حتی همین امروز نیز (با آنکه حدود چهارده سال از نوشتن آن کتاب می‌گذرد)، هنوز اطمینان داریم که (از نظر شناخت زبان هرمزگان) کسی از ما آشناتر نیست.
بنظر شما در این مورد چه باید کرد؟... آیا وقتی ما ریزترین جزئیات این زبان را می‌شناسیم، اسم این شناخت را چه بگذاریم که شما را ناراحت نکند؟ چطور است بگوئیم (زبان ناشناسی)!؟
مطمئن باشید که ما بابت این مدعا، چیزی از حساب شما برداشت نکرده‌ایم.

● گفته‌اید: «شما نمی توانید که نه زبان شناسی را قبول داشته باشید نه پیشینیان آن را!...»

جواب: چرا نتوانیم؟... به چه دلیل نتوانیم؟... آیا اجداد ما کارشان صحیح بود؟... اگر کار اجداد ما درست بود، پس چرا قرنها اسیر عربها بودیم؟... چرا قرنها اسیر مغولها بودیم؟... چرا روس و انگلیس بر ما تسلط یافتند؟... چرا ما بر آنها تسلط نیافتیم؟...
اصلاً چرا غربی‌ها در معرض خطر تروریسم هستند؟... چرا آمریکا با آنهمه سلاح نتوانست بر گروه اندک افغانی بی‌سلاح چیره شود؟... آیا شما جواب این پرسشها را می‌دانید؟... اگر می‌دانید، پس چرا نشسته‌اید بر سر زبانشاسی با ما جنگ می‌کنید؟... بروید تشریف ببرید مشاوره بدهید و مسائل جهان را حل کنید!... یا لااقل بگوئید! اگرچه حرف شما را نشنوند!... لااقل بگوئید تا همه بدانند که شما می‌دانید!... ولی شما نمی‌دانید... واقعاً نمی‌دانید!... و نشانه‌اش هم این است که شما با من جنگ می‌کنید که چرا گفته‌ای «من زبانشاس هستم»!... خوب ـ گفته باشم!... اصلاً بلکه بگویم «من بزرگترین دانشمند جهانم»!... به شما چه ربطی دارد؟... اگر چنین بگویم، آیا چیزی از حقوق شما کسر خواهند کرد و بمن خواهند داد؟... پس این واکنش غیر عقلانی، هیچ منشأیی جز حسادت ندارد، و حسادت هم هیچ منشأیی جز جهالت ندارد!... پس شما حتی خودتان هم بر خطا هستید تا چه رسد به پیشینیان!...

● گفته‌اید: «نظر پیشینیان را وقتی می توانیم رد کنیم که استدلال مقبول ومنطقی پشت آن باشد.»

جواب: خوب ـ نظر پیشینیان را ما با دلیل و برهان داریم رد می‌کنیم، پس با چه چیزی داریم رد می‌کنیم؟
وقتی داریم می‌گوئیم مثلاً (پادشاه) از ترکیب (پاد + شاه) = (ضد شاه) است، در حقیقت داریم نظر تمام لغت شناسان فارسی را رد می‌کنیم که به اتفاق (پادشاه) را بمعنی (شاه) دانسته‌اند. دلیل و برهان از نظر شما چه فرمولی دارد؟... آیا باید برای چنین چیز ساده‌ای یک کتاب نوشت تا بتوان اسمش را دلیل گذاشت؟
ما داریم می‌گوئیم: 1 + 2 می‌شود 3 _دیگر چه برهانی بیش از این لازم است؟

در مورد گوسفند که خودمان مثال زده بودیم اشاره‌ای کرده بودید که ما منظور شما را درک نکردیم.
در مورد زبانشناسی کلاسیک، منظور ما همین زبانشناسی است که بطور معمول در دانشگاهها تدریس می‌شود.

اینکه گفته‌اید: «...اگر من بخواهم هر چیز را برساخته خودم نامگذاری کنم چه؟»

جواب: در جواب شما باید بپرسیم که آیا مگر جز بشر، انسان دیگری هم در جهان هست که موظف باشد در اینطور چیزها تغییرات ایجاد کند؟... خوب ـ ما آدمها هستیم دیگر!... مگر اگر شما مثلاً بجای عبارت (مضارع ملموس) یک اسم ساده‌تری انتخاب کنید که بهتر قابل فهم باشد، چه ایرادی دارد؟... مگر زبانشناسها سلطان دارند که بگوید: «چرا بدون اجازهٌ عوض کرده‌اید»؟... تغییرات تازه در نامها و اصطلاحات، فقط منوط به قبول عامه است. مثلاً شما می‌توانید بدون هیچ جوازی، نام یک شیء را عوض کنید؛ آنوقت اگر مردم پسندیدند، می‌پذیرند و اگر نپسندیدند نمی‌پذیرند.
اگر مقصود شما از نامگذاری مدیومهاست، خوب ـ چیزی که ما خودش را سامان داده‌ایم، برای نامگذاریَش ملزم به موافقت شما نیستیم؛ اختیارات شما و دیگران در این حد است که آن را بپذیرید یا نپذیرید، فقط همین و بس. شما و دیگران، حتی چنین اجازه‌ای ندارید که اعتراض کنید. این به آن می‌ماند که دکانداری کالایی (مشروع) را در معرض مشتری قرار دهد ـ مشتری اگر تمایل داشت می‌خرد و گرنه نمی‌خرد ـ دیگر نمی‌تواند اعتراض کند که تو به چه حقی این کالا را آورده‌ای. / باز در مورد اینطور چیزها، این مثال را هم زیاده کنم که آیا می‌دانید همین (نقطه) که اکنون از ارکان خط ماست، چگونه باب شد؟
در قرن دوم هجری شخصی بنام ابوالاسود دوئلی که یک آدم معمولی و ملای مکتب خانه بود، برای آنکه آموزش بچه‌ها را آسان‌تر کند، روی حروفِ همسان، علاماتی بصورت نقطه گذاشت فقط برای اینکه بچه‌ها مثلاً (ج) و (خ) را از یکدیگر تمیز دهند؛ و ابداً فکرش را هم نمی‌کرد که بزرگسالان هم روزگاری از او پیروی کنند. او به نیت آموزش به بچه‌ها این کار را کرد ولی اکنون می‌بینیم که ایرانی و عرب و هندی و پاکستانی و تمام اقوامی که با چنین خطی مطلب می‌نویسند، از نقطه استفاده می‌کنند. لابد اگر شما همدورهٌ ابوالاسود بودید، دخلش را می‌آوردید و او را می‌گفتید: که با اجازه چه کسی روی (ش) نقطه گذاشته‌ است!...

نه ـ ح ش گرامی ـ اینطور نیست و پیشینیان هم خدایان ما نیستند. ما حتی اگر دولت اراده کند و ملت بپذیرد، می‌توانیم بجای راست به چپ، از چپ به راست بنویسیم و مطمئن باشید که هیچ کسوف، یا مثلاً زلزله و طوفان هم رخ نخواهد داد.

در مورد (اختراع زبان) نیز شخصا بارها از رادیو و تلویوزیون شنیده و در بسیاری مقالات هم خوانده‌ایم. و بیاد داریم که تا بیست سال پیش، (با قاطعیت و بدون هیچ تردیدی) گفته می‌شد 200 هزار سال پیش بشر زبان را اختراع کرد؛ و پس از چند سال گفتند 500 هزار سال پیش. تازگیها اطلاع نداریم؛ امکان دارد که نظرشان تغییر کرده باشد. اصولاً یکی از خصوصیات علوم تجربی همین است که پیوسته ناسخ و منسوخ دارد.

گفته‌اید: «شما معنای ضمنی ـ کنایی واژه (سر) را به عنوان معنای پایه در نظر گرفته اید و برابر آن نظر داده اید.»

جواب: در مورد واژه (سر) ما هیچ معنایی را در نظر نگرفتیم جز آنکه آن را در جدول قرار دادیم و معنای (خورنده) از آن استخراج شد. وقتی می‌گوییم (شد) یعنی ما اینکار را نکردیم ـ جدول کرد.

پایان جرگه دوم

Π ^ دیدگاه ها

دیدگاهی درباره موضوع این صفحه ارسال نشده است

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up