Last Update: 28 December, 2009
دیدگاه ها

شما خود را متمایز از زبان شناسان کلاسیک دانسته اید! چرا؟

ΝΓ

■ جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم :

♂ آقای (ح ش) ـ 19 دسامبر 2009 / گفته‌اند:

شما خود را متمایز از زبان شناسان کلاسیک دانسته اید! چرا؟...
آیا خود را زبان شناس مدرن می دانید؟ اگر می دانید شیوه های آن ها را می پسندید؟
بر چه اساسی به ریشه شناسی و بررسی آوایی پرداخته اید؟ [آیا] روش زبان شناسان معاصر را قبول دارید؟ / همه زبان ها را یک ربشه دانسته اید!!! اما استدلال خاصی ذکر نکرده اید!
گفته‌اید: «در زبان بشر، حروفی مثل (ص | ض | ط | ظ | ق | ژ | ی ) نداریم؛ بنابر این، کلمه‌ای مثل (باتلاق) را [باتلاک] بدانید.» / این نقل قول را ازخود شما ذکر کردم، چگونه است که هم در فارسی و هم در عربی این همخوان ها تفاوت معنایی ایجاد می کنند؟ آیا شما تعریف رایج همخوان و واکه را نمی پذرید؟ چرا؟ برای واج چه تعریفی دارید؟ / گفته‌اید: کلمه نوک را که عکس کنیم می شود (کو...)، پس اگر سر را عکس کنیم چه؟
گفته اید: « زبان هرمزگان» / این بسیار کلی است، در هرمزگان گویش های فراوانی وجود دارند که در یک دسته نمی گنجند: لارکی( کمزاری) بشکردی....

راستی بشکرد را بشگرد دانسته اید بیشتر ساکنین آنجا نیز بشکرد می نامند، یعنی اشتباه می کنند؟
شما صامت ها یا همخوان ها را مدیوم!!! نامیده اید یعنی برابرسازی جدیدی کشف کرده اید. حتما می دانید که چرا آنها را همخوان صامت مصوت و واکه نامیده اند دلیل شما چیست؟ / گفته اید:« زبان بشر 20 حرف و 6 میانجی یا Medium هست؛» آیا شما بین حرف و واج یا به قول شما مدیوم تفاوتی قائل نیستید؟
گفته اید: «خواستن = Custom: البته کلمه Custom در لاتین، صریحا بمعنای (خواستن) بکار برده نمی‌شود اما با (خواستن) فارسی از یک ریشه است. ». / شما تلفظ فعلی را معیار قرار داده اید و واو معدوله که پیشینیان به صورت همخوان خوشه ای تلفظ می کردند اعمال نکرده اید. / اما معنای Custom در فرهنگ های ریشه شناسی به صورت دیگری تعریف شده اگر ممکن است ارجاع آن را ذکر کنید:14c., customs official;" later "buyer (early 15c.), from Anglo-Fr. custumer, from M.L. custumarius, from L. consuetudinarius (see custom). More generalized meaning "a person with whom one has dealings" emerged 1540s; that of "a person to deal with" (usually wth an adjective, tough, etc.) is by 1580s. In Shakespeare, the word also can mean "prostitute.

برایتان آرزوی سربلندی می کنم.

User

■ در پاسخ آقای (ح ش) :

φ ح ش گرامی؛

ما چون هوش و حواس درست و حسابی نداریم، اجازه بدهید پارگراف به پارگراف جواب دهیم:

● گفته‌اید: «شما خود را متمایز از زبان شناسان کلاسیک دانسته اید! چرا؟»

جواب: بله ـ علتش اینست که ما نه فقط زبانشناس نیستیم بلکه حتی سواد درست و حسابی هم نداریم ـ پس طبعا از زبانشناسان متمایزیم. / البته حتماً شما نقل به مضمون کرده‌اید زیرا ما هرگز نگفته‌ایم که از کسی متمایزیم؛ بسا نوع کلامی که بکار برده‌ایم این سوء تفاهم را در شما ایجاد کرده باشد، اما اگر حتی خود را (متمایز) خوانده باشیم، به این معنا نیست که (بهتریم)، بسا منظور ما برعکس باشد. / تا جائیکه ما اطلاع داریم، (تمیز) بمعنی چیزیست که به نسبت چیزهای دیگر، قابل تشخیص باشد ـ مثلا یک گوسفند سیاه در میان گوسفندان سفید به آسانی قابل تمیز است؛ اما این به این معنا نیست که آن گوسفند سیاه از باقی گوسفندان زیباتر یا بهتر است (بلکه بسا بدتر هم باشد) لکن فقط قابل تمیز است.

● گفته‌اید: «آیا خود را زبان شناس مدرن می دانید؟ اگر می دانید شیوه های آن ها را می پسندید؟»

جواب: ما [من] اصلا نمی‌دانم که روش زبانشناسان معاصر چیست، تا برسد به آنکه آنرا قبول کنم یا نکنم.
شما خودتان این صفات عجیب و غریب را به ما نسبت می‌دهید و بر اساس همان صفتهای ساختگی، صفات بعدی را می‌سازید و باز بما می‌چسپانید ـ اول باید معلوم شود که ما مثلاً به سفر رفته‌ایم، بعد اگر ثابت شد که به مسافرت رفته‌ایم، بپرسید (به کدام شهر رفته‌اید؟)... واضح است که شما خیلی دستپاچه شده‌اید... / ما همینقدر می‌دانیم که زبانشناسان معاصر می‌گویند: [زبان را بشر در فلان دوران اختراع کرده است...] ـ اما این جدول دارد می‌گوید که زبان را بشر اختراع نکرده‌ است ـ با این اوصاف، اگر این جدول، دروغ می‌گوید ـ خوب ـ پس حق با شما و ایشانست؛ اما اگر ثابت شد که این جدول راست می‌گوید، طبعا تمام آنچه گفته‌اند باطل می‌شود و همینطور کاخهای ذهنی شما نیز فرو خواهند ریخت، و خشم غضب شما نیز به همین سبب است و اگر گفتار ما بدون پایه و اساس بود، شما نه وحشت می‌کردید و نه خشمگین می‌شدید بلکه می‌خندیدید... / این طبیعی است که ما انتظار نداریم زبانشناسان بیایند راجع به این جدول تحقیق کنند و اگر درست بود، آنرا تصدیق کنند ـ چنین امری در جهان سابقه نداشته و ما جز حسادت، دشمنی، خودشیفتگی و خودنمایی، چیزی از دانشمندان جهان ندیده‌ایم؛ البته جسارت نمی‌کنیم، شاید بتوان پذیرفت که در میان هر صد دانشمند، یک انسان هم بوده باشد، اما همان یکی هم آنچنان مورد حملهٌ باقی آن حیوانات قرار گرفت که سرگذشتی شبیه به مصائب مسیح بر او مقرر شد... اگر زحمت بکشید و کمی تاریخ بخوانید، خیلی چیزها را خواهید آموخت (البته اگر استعداد داشته باشید!) که گمان نکنم داشته باشید! / بطور مثال، کسی که تلویزیون را اختراع کرد، نه فقط مورد حملات پیاپی و استهزای دانشمندان معاصر خود بود، بلکه خانواده‌اش هم او را ترک کردند و همسرش نیز از او طلاق گرفت؛ و او ناچار شد خانه‌اش را بفروشد و زیر زمین محقری اجاره کند تا بتواند به کارش ادامه دهد... و پس از مدتی، او در همان زیر زمین، (در اثر بیماری یا خستگی و یا گرسنگی) مُرد و کسی از حال او مطلع نبود تا اینکه جسدش فاسد شد و اهالی محل، از بوی تعفن او به مرگش پی بردند و شهرداری را خبر کردند؛ و چون پولی در بساط نداشت، با هزینهٌ شهرداری دفن شد... / و امروزه، (همانطور که می‌بینید) هیچ خانه‌ای بدون تلویزیون نیست و همهٌ مردم، آن را یکی از ملزومات زندگی می‌دانند. ما به این موضوع کاری نداریم که تلویزیون یک وسیلهٌ سودمند است یا نیست، ما فقط روی این نکته انگشت می‌گذاریم که شما از همان صنفی هستید که آن بلاها را بر سر آن بیچارگان آوردید ولی حالا به داشتن یک تلویزیون (ال سی دی) پز می‌دهید... شما بجای آنکه از اشتباهات گذشتهٌ خود معذرت بخواهید و اظهار ندامت کنید، مانند آنچه سنگ عصارخانه را می‌چرخاند، پیوسته دارید یک حرکت را تکرار می‌کنید...

● نقل قول از خودم کرده‌اید: «این نقل قول را ازخود شما ذکر کردم، چگونه است که هم در فارسی و هم در عربی این همخوان ها تفاوت معنایی ایجاد می کنند؟ آیا شما تعریف رایج همخوان و واکه را نمی پذرید؟ چرا؟ برای واج چه تعریفی دارید؟ کلمه نوک را که عکس کنیم می شود (کو...)، حال اگر (سر) را عکس کنیم چه؟ گفته اید (زبان هرمزگان) که بسیار کلی است در هرمزگان گویش های فراوانی وجود دارند که در یک دسته نمی گنجند: لارکی( کمزاری) بشکردی....»

جواب: همخوان‌ها تفاوت معنوی ایجاد نکرده‌اند ـ این تفاوت را خودتان اختراع کرده‌اید ـ مثلا (اساس) (اساس) است، اما برای آنکه اشتباه نشود، وسایل خانه را نوشتند (اثاث) و شالوده‌ی خانه را نوشتند (اساس) ـ اما این به این معنا نیست که همخوان‌ها تفاوت معنوی ایجاد می‌کنند ـ این تفاوت را شما آدمها ساخته‌اید ـ خودش که از زمین نروییده است.
مثلا اداره برق می‌آید پشت دیوار شما، تیر برق نصب می‌کند؛ پس از چند سال شما تصمیم می‌گیرید که خانه‌تان را نوسازی کنید ـ اما شهرداری دستور می‌دهد که شما باید سه متر عقب نشینی کنید. شما می‌گویید: «این تیر برق را خودتان اینجا کاشته‌اید... می‌خواستید آنطرف کوچه بکارید... چرا باید همسایه روبرویم ثابت بماند ولی من سه متر عقب نشینی کنم؟... همانقدر که من از برق بهره‌مندم، خانه‌ی مقابل هم بهره‌مند است، پس اگر جریمه‌ای در کار باشد، باید هر دو جریمه شویم، نه فقط من!....»
مشکل شما اینست که گذشتگان را خدا می‌پندارید ـ زبانشناسان را خدا می‌پندارید ـ اصلا فکر نمی‌کنید که ممکن است آنان اشتباه کرده باشند... خوب ـ اگر اینطور است، پس چرا (نقطه) را برسمیت می‌شناسید؟... شما که می‌دانید که زبان عربی قبلا نقطه نداشت، یعنی مثلاً (سین و شین) را هردو به یک شکل (س) می‌نوشتند ـ توی قرن دوم هجری، یکنفر [آدم معمولی و نه متخصص] پیدا شد و این (نقطه) را اختراع کرد تا همخوانها برداشته شوند، اما اعراب، نقطه را گرفتند ولی همخوانها را پس ندادند؛ حالا شما مدعی من هستید که چرا (س) و (ص) تفاوت معنوی ایجاد می‌کنند!؟...

● گفته‌اید: «راستی بشکرد را بشگرد دانسته اید بیشتر ساکنین آنجا نیز بشکرد می نامند، یعنی اشتباه می کنند؟»

جواب: خوب ـ اگر اینطور است، اهالی هرمزگان تا حتی کرمان، به (محمد) می‌گویند (مدی) یا (مدو) ـ پس لابد شما به این نتیجه می‌رسید که (محمد) غلط است، بله!؟... // ما در مورد اینکه چرا (بشگرد) است، در کتاب (از گامرون تا تهران) توضیح داده‌ایم ـ آن را بخوانید ـ اگر کافی نبود، بیشتر توضیح خواهیم داد.

● گفته‌اید که ما گفته‌ایم: «کلمه نوک را که عکس کنیم می شود (کو...) حال اگر (سر) را عکس کنیم چه؟»

جواب: کلمه‌ی (سر) نه به آن معناست که شما خوانده‌اید؛ یعنی (سر) بمعنی (کله) نیست ـ (سر) بمعنی خورنده و از خانواده‌ی (سور) است؛ مثلا می‌گویند: (پنج سر عیال دارم)، یعنی (پنج نفر خورنده دارم).
خوب ـ حالا این (سر) را شما معکوس کنید، می‌شود (رس) که همان (رأس) است ـ و (رأس) واحد شمارش چارپایان خوردنی‌ست. / ضمنا کلمه‌ی (رس) و (رسید) و (رسیده) بمعنای (آمدن) نیست، بلکه بمعنای چیزیست که قابلیت خوردن پیدا کرده باشد ـ مثل (خرمای رسیده). // همانطور که می‌بینید، (خورنده) را معکوس کردیم، شد (خوردنی).

● گفته‌اید: «(زبان هرمزگان) که بسیار کلی است در هرمزگان گویش های فراوانی وجود دارند که در یک دسته نمی گنجند: لارکی( کمزاری) بشکردی....»

جواب: بطور مثال، در انگلستان هم در هر شهری یک لهجه‌ای هست، اما ما به همه‌شان می‌گوییم: (انگلیسی). اما یقیناً منظور شما این است که در زبان هرمزگان ده‌ها نوع گویش وجود دارد (که در یک دسته نمی‌گنجند) و از نظر شما باید آنها را تفکیک می‌کردیم.
اولاً این تفاوتهای ناچیز در گویش هر محله‌ای هست؛ پس اگر بخواهیم اینها را دسته بندی کنیم، باید برای هرکدامشان یک کتاب جداگانه بنویسیم ـ در ثانی، شما که اینقدر هنرمندید، خودتان زحمت بکشید و همین کاری را که می‌گوئید بکنید ـ بروید این گویشها را که می‌گوئید دسته بندی کنید و برای هر کدام یک کتاب بنویسید؛ ما هم پیشاپیش از شما قدردانی می‌کنیم.
ما (زبانشناسی هرمزگان) را در دورانی نوشتیم که هنوز هیچ کتابی درباره زبان هرمزگان نوشته نشده بود. بابت این کار هم هیچ ریالی از کسی مزد نگرفته بودیم و نه بعداً گرفتیم که ناچار باشیم به کسی جواب پس بدهیم؛ اما تنها هنری که از شما مشاهده کردیم این بود فقط نشستید ایراد گرفتید و ملامت کردید، آنهم چه ایراداتی!... مثل همین ایرادی که در سطر بالا نوشته است؛ یا اینکه (چرا هرمزگانی را زبان نامیده‌ای) ـ خوب ـ حالا فرض می‌گیریم که بی دلیل (هرمزگانی) را (زبان) نامیده باشیم ـ اینکه جرم نیست. مثلاً شما اسم پسرتان را (هر قدر لاغر و مردنی باشد) بگذارید (رستم)، آیا کسی می‌تواند بشما اعتراض کند؟

ما با قاطعیت و اطمینان بشما می‌گوئیم که: شما هر قدر درس خوانده باشید، حتی اگر پرفسور زبانشناسی هم باشید، معلوماتتان ارزشی ندارد زیرا اصول ابتدایی هنجارهای بشری را بلد نیستید؛ بطور مثال، این را نمی‌دانید که (اسب پیشکشی را دندانش نمی‌شمرند) اما شما دارید دندانهای این اسب پیشکی را می‌شمرید و طلبکار هم هستید. بسا این دلیل هم از نظر شما قابل قبول نباشد، لکن قبول یا رد شما برای ما مهم نیست ـ زیرا ما یک چارچوبی داریم که همه چیز را در آن قالب می‌سنجیم و آن (انسان) بودن است و (انسان) بودن، مستلزم عاقل بودن است. این معیار بما می‌گوید که اگر کسی سلطان بر و بحر باشد ولی انسان نباشد، هیچ ارزشی ندارد ـ و برعکس، اگر کسی رفتگر باشد ولی انسان باشد، بسیار ارجمند است؛ زیرا بالاترین مقام و بالاترین مدرک برای انسانها، انسان بودن و دانستن اصول انسانی و عمل کردن به آن است.
برای فهم این مدعا، به این مثال توجه کنید:
مثلاً فرض کنید که کسی بهترین فوتبالیست جهان باشد بطوریکه بازی کردنش شبیه به معجزه باشد ولی در چارچوب قواعد و قوانین فوتبال بازی نکند و اصول فوتبال را زیر پا بگذارد، طبعاً هنر او هیچ ارزشی ندارد.
ما انسانیم و موظفیم که در چارچوب انسانیت پیش برویم؛ باید تمام اعمال و رفتار و گفتار و معلومات و تحصیلات و تشکیلات ما در چارچوب اصول انسانی باشد، و اگر غیر از این باشد، وجود خودمان همراه با تمام امتیازاتمان باطل است...

● از قول بنده گفته‌اید: « زبان بشر 20 حرف و 6 میانجی یا Medium هست؛»« آیا شما بین حرف و واج یا به قول شما مدیوم تفاوتی قائل نیستید؟»

جواب: البته که تفاوت قایل هستیم ـ اگر تفاوت قائل نبودیم که می‌گفتیم (26 حرف).
در ثانی، ما هم می‌دانستیم که حروف صدادار را واج می‌نامند، اما با توجه به اینکه اینها (میانجی) حروف هستند، دیدیم که (میانجی یا مدیوم) با مسماتر است؛ حالا اگر شما اسم بهتری سراغ دارید، هیچ اشکالی ندارد، عوضش می‌کنیم.

● گفته‌اید: «خواستن = Custom»«البته کلمه Custom در لاتین، صریحا بمعنای (خواستن) بکار برده نمی‌شود اما با (خواستن) فارسی از یک ریشه است. شما تلفظ فعلی را معیار قرار داده اید و واو معدوله که پیشینیان به صورت همخوان خوشه ای تلفظ می کردند اعمال نکرده اید. اما معنای Custom در فرهنگ های ریشه شناسی به صورت دیگری تعریف شده اگر ممکن است ارجاع آن را ذکر کنید:14c.,
"customs official;"
later "buyer" (early 15c.), from Anglo-Fr. custumer, from M.L. custumarius, from L. consuetudinarius (see custom). More generalized
meaning "a person with whom one has dealings" emerged 1540s; that of "a person to deal with" (usually wth an adjective, tough,
etc.) is by 1580s. In Shakespeare, the word also can mean "prostitute.»

جواب: این از دوران دقیانوس ثابت شده است که زبانهای فارسی و هند و اروپا از یک خانواده هستند و هزاران واژه‌ی خویشاوند در این زبانها هست؛ حالا بفرض اینکه ما داوطلبانه بپذیریم که راجع به کلمه‌ی (خواستن) اشتباه کرده‌ایم، بقیه‌اش را چه کنیم؟... اینکه کلامی را در فرهنگ لغات بمعنای خاصی آورده باشند، برای ما ملاک نیست ـ ما از خود کلام می‌پرسیم، می‌گوئیم: ای (کلام)؛ تو به چه معنا هستی؟ می‌گوید: من از ریشه‌ی (Call) هستم (یعنی ندا کردن) و حتی (قال) و (قلم) عربی هم از مشتقات من هستند...

در آخر گفته‌اید: «برایتان آرزوی سربلندی می کنم»

جواب: در ایمیل شما هیچ نشانی از انسان دوستی و تعلق خاطر به علم و دانش و آموختن و آموزاندن نیست؛ آنچه می‌توان از این ایمیل استنباط کرد، فقط حسادت و دشمنی است؛ یعنی در واقع آرزومندید که سر به تن ما نباشد، پس چگونه برای ما آرزوی (سربلندی) می‌کنید؛ این امر نشان می‌دهد که نوعی تعارض و تناقض در وجود شماست و شما فردی هستید که دارای دو شخصیت است و در زبان هرمزگان، چنین اشخاصی را (دورُنج) می‌نامند و (دورُنج) یعنی کسی که دارای (دو رٍنج / دو حالت / دو شخصیت) باشد. و ما اطمینان داریم که شما معنای همین کلمه را هم نمی‌دانستید. ما پیشنهاد می‌کنیم که شما برای حل مشکل خودتان، به یک روانشناس مراجعه کنید، و این بهتر است برای شما اگر که دانا باشید.

پایان جرگه اول

Π ^ دیدگاه ها

دیدگاهی درباره موضوع این صفحه ارسال نشده است

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up