top
pcfors.com
Persian Call For Salvation.
   
 
  PCForS.com > Home Page > History of writing numbers. Last Update: 16 July, 2011  
 
  چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریائی‌ها
    چگونگی پیدایش عدد نویسی. [طرح یک نظریه‌ی جدید].
تاریخچه عدد نویسی در ایران باستان، یونان، رم و مصر.
چرا عدد نویسی در فارسی و عربی کاملا بهم شباهت دارند؟
چه شباهتی میان اعداد (فارسی ـ عربی) و انگلیسی وجود دارد؟
نمایش بنیاد عدد نویسی در (فارسی ـ عربی) و لاتین بصورت انیمیشین.

انیمیشن‌های زیر، تئوری ما را در مورد چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریائی‌ها و گسترش آن در خاورمیانه و معاودت آن را به زبان فارسی نمایش می‌دهد.
توضیح اینکه این اعداد ـ در طول تاریخ ـ بسی دچار دگرگونی شده‌اند تا به اینجا که هست رسیده‌اند؛ و آنچه در این انیمیشن‌ها می‌بینید، در حقیقت شکل ابتدائی و انتهائی اعداد آریائی است.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
ناسیونالسیم و شمارش:

اینکه چه قومی برای نخستین بار، شمردن را آموختند، واضح است که تقریباً همه‌ی اقوام ـ از همان ابتدا ـ (هر یک به نوعی) شمردن را آموختند ـ اصولاً ناچار بودند بیاموزند چرا که محتاج به شمردن بودند.
و اینکه چه اقوامی، چه الفاظی را برای شمردن بکار بردند، این بستگی به سلایق اقوام مختلف داشته؛ زیرا زبان بشر در جهان یکسان بوده (و هست) ـ و علت تفاوت زبانها در این بوده (و هست) که هر قومی، از زاویه خاص خود به موضوع نگاه کرده است.
البته علت اساسی و طبیعی اختلاف زبانها، همین بود که گفتیم؛ اما یک عامل غیر طبیعی ثانوی هم (تدریجاً) موجب اختلاف زبانها شد. این عامل (ثانوی) هیچ نبوده (و نیست) جز کلاس گذاشتن، و خود را متمایز از دیگران دانستن. و یکی از نمادهای تمیز، تمایز در بیان است.
بطور مثال، هم اکنون الفاظی در اینترنت بکار برده میشوند که با ذات مطلب همخوانی ندارند ـ مثلاً:
فلان چیز خیلی «توپ» است.
فلان چیزهای «خفن»...
فلان جا رفتیم حسابی «حال» کردیم...
اینگونه الفاظ، ممکن است پس از مدتی صراحت پیدا کنند، حال آنکه ابداً با ذات مطلب قرابتی ندارند.

همانطور که گفتیم، عامل طبیعی تفاوت زبانها، زاویه بینش اقوام و جوامع است. برای درک مطلب، به مثال زیر توجه نمائید:
جمعی را فرض کنید که دور هم نشسته‌اید و شخصی یک چیز جدید (که تا بحال ندیده باشید) را ب���� میان شما می‌آورَد و از شما می‌خواهد که نامی بر آن بگذارید؛ طبعا شما هر کدام به زعم و سلیقه خود، نامی بر آن چیز می‌نهید که به احتمال قریب به یقین، تمامی آن اسمها با مسما هستند زیرا هر کدام از شما بر اساس شکل، صفت و یا عملکرد آن چیز، آن نامها را انتخاب کرده‌اید؛ پس همه آن نامها درست هستند اما به سبب اختلاف سلایق شما مختلف شده‌اند. بسا برخی از آن نامها، ساده‌تر و روان‌تر باشند و برخی سخت و پیچیده‌تر؛ اما نکته مهم این است که آن نام باید رایج گردد وگرنه کار شما بی‌فایده است.
مثلاً فرض کنید (خمپاره) به این شکل ساخته و نامگذاری شد:
در ابتدا خُمره‌ کوچک سفالین ولی بسیار ضخیم و محکم به اندازه یک کوزه می‌ساختند و درون آن را با باروت پر می‌کردند و فتیله‌ای بر آن می‌نهادند و در وقت جنگ، آن فتیله را آتش می‌زدند و بسوی حریف پرتاب می‌کردند. وقتی باروت منفجر می‌شد، خمره را می‌ترکاند و قطعات خمره بصورت ترکش‌های کوچک و بزرگ به اطراف پراکنده می‌شد و به افراد دشمن اصابت می‌کرد.
پس (خمپاره) یعنی (خمره‌ای که پاره پاره شود). و امروز اگرچه (خمپاره) دیگر از سفال ساخته نمی‌شود، اما به همان نام نامیده می‌شود.
آیا این اسم با مسمائی نیست؟... و همینطور (نارنجک) که بخاطر شباهت به (نارنج) نامگذاری شده است.

اینجا جای این بحث نیست، اما در میان تمامی زبانشاسهای جهان، فقط چند نفر انگشت شمار هستند که عقیده دارند (زبان را بشر اختراع نکرده است). ما [من] تا بحال با این افراد تماسی نداشته‌‌ایم و واقعاً نمی‌دانیم که (این افراد انگشت شمار) به چه دلیلی و بنا بر چه اصولی به این باور رسیده‌اند که زبان از اختراعات بشر نیست... ما خیلی مایل هستیم که اساس باورهای ایشان را بدانیم اما متأسفانه تا کنون هیچ سعی نکرده‌ایم و علت این نادانی، کاهلی خودمان است.

به هر حال، تا بیست سال پیش، ما نیز مثل همگان، هرچه دیگران (در مورد زبان) می‌گفتند می‌پذیرفتیم تا اینکه (بطور اتفاقی) قواعدی در زبان بشر کشف کردیم که تمامی آنچه شنیده و خوانده بودیم را بر باد داد؛ لذا از آن پس، ما گفتار پیشینیان را به کناری نهادیم و ترجمه و تفسیر کلمات را بر اساس قواعد حاکم بر زبان بشر قرار دادیم.

بطور مثال، لفظ عدد (یک) در فارسی را اینطور تفسیر می‌کنیم:
(یک) در اصل (جک jak) بوده که به معنای یک واحد مثبت است؛ به این شکل:
حال برای آنکه مطمئن شویم که خطا نکرده‌ایم، (درست همانطور که ضرب و تقسیم را امتحان می‌کنیم) عمل می‌کنیم، یعنی کلمه را معکوس می‌کنیم و چون در (قاعده زبان بشر) اگر هر کلام بسیط صحیح را معکوس کنیم، معنای آن نیز معکوس خواهد شد، پس اگر کلمهٌ (جک) را هم معکوس کنیم، باید (کج) ‌شود و چنین شکلی را نمایش ‌دهد:
باز راه دیگری هم برای آزمایش صحت کلمات هست، و آن این است که حروف متضاد را جایگزین کنیم:
برای کسانی که نخستین بار است با فرضیات ما آشنا می‌شوند، لازم است این توضیح مختصر را اضافه کنم که در زبان بشر، 20 حرف بیشتر وجود ندارد و بقیه‌اش ساختگی است. مثلاً (ی) و (ژ) جزء حروف نیستند بلکه همان (ج) هستند که دچار تغییرا لفظی شده‌اند و بعد هم (خودمان) برایشان نماد ساخته‌ایم.
همانطور که گفتیم، زبان بشر 20 حرف دارد و این حروف، دو به دو ضدّ یکدیگرند. مثلاً (ج) و (چ) ضد یکدیگرند.
ما بر طبق قواعد زبان بشر، (جک) را (یک واحد مثبت) ترجمه کردیم ـ و اکنون همین کلمه را با حرف (چ) می‌سازیم تا ببینیم که آیا معنای آن وارونه خواهد شد یا نه؟
(جک jak) = (یک واحد مثبت) مثل (جکیدن) (= جهش به بالا):
(چک čak) = (یک واحد منفی) مثل (چکیدن) (= چکه کردن به پائین):
این آزمایش نشان می‌دهد که ترجمه و تفسیر ما درست است.
توجه داشته باشید که این قاعده در همه‌ی موارد صادق است. مثلاً (جاه) یعنی بالا رفتن و (چاه) یعنی پائین رفتن...

چنانکه ملاحظه می‌کنید، میان ریاضیات و زبان، هیچ فرقی نیست...
توضیحات فوق، ابداً کافی نیستند اما ما فکر نمی‌کنیم امروزه کسی حوصله خواندن همین مقدار اندک را نیز داشته باشد. هر چند که نوشتن، بسیار مشکل‌تر از خواندن است، اما اگر شما اهل خواندن باشید، ما اهل نوشتنیم.

     
The initial number, writing the Aryan Nation.
  مقایسه شکل اولیه عدد نویسی آریائی با عدد نویسی کنونی.
مقایسه عدد نویسی لاتین، عربی، فارسی، دوناگاری و تامیل.

 



ناتمام... ____


نشانه‌ها: پیوند خارجی در پنجره جدید Ў | پیوند داخلی در پنجره جدید ώ | پانوشت | بازگشت به نوشته | بالای صفحه Ъ
 
اقتباس و انتشار مطالب این سایت فقط با ذکر منبع ـ مجاز است.
www.pcfors.com - Copyright © 2011 - All Rights Reserved.