مصلحت / توضیح در مورد اصطلاح مصلحت

Π توضیح در مورد اصطلاح مصلحت:

ما در تیتر این برگه، (مصلحت) را یک (اصطلاح) دانسته‌ایم زیرا امروزه کمتر کسی پیدا می‌شود که کلمهٌ (مصلحت) را در معنای صحیح خود بکار ببرد، لذا این کلمه، بیش از آنکه در حالت معنوی خود بکار برده شود، بعنوان یک اصطلاح بکار گرفته می‌شود.
(مصلحت) اصولاً یک واژهٌ مطلق است و مثل مثلاً واژهٌ [هنجار] نیست، یعنی حالت شناور ندارد؛ بعبارت دیگر، (مصلحت) نه فقط باید در همه جا و همهٌ موارد، معنای یکسانی داشته باشد، بلکه باید نتیجهٌ یکسانی نیز داشته باشد. یعنی مصلحت هر فرد، طبعاً باید مصلحت همگان باشد و مصلحت هر جامعه، طبعاً باید مصلحت همهٌ جوامع باشد.
علت این امر آن است که جهت و سمت کلمهٌ (مصلحت)، چیزی جز خیر و صلاح و صلح نیست، پس منافع هر فرد و هر جامعه‌ای در این است که افراد دیگر و جوامع دیگر، اموراتشان را به (مصلحت) انجام دهند، یعنی اگر شما بنا به (مصلحت) عمل کنید، خواه ناخواه، دیگران از نتایج عمل شما سود خواهند برد؛ و همچنین بالعکس. و اگر همهٌ جوامع جهان، واقعاً (مصلحت) خود را بدانند و بر اساس آن عمل کنند، طبعاً (همگان) نتایج عالی بدست خواهند آورد.

اما همچنانکه گفتیم، امروزه کلمهٌ (مصلحت) نه در معنای واقعی، بلکه بعنوان یک اصطلاح بکار برده ‌شود. مثلاً می‌گوییم: «مصلحت دزد در این است که نقاب بزند تا شناخته نشود»؛ حال آنکه این (مصلحت) نیست بلکه (مَفسَدت) است، زیرا هیچ امری (مصلحت) را پشتیبانی نمی‌کند مگر آنکه (خیر و نیکی) باشد. و هیچ امری (فساد) را پشتیبانی نمی‌کند، مگر آنکه (شر و بدی) باشد.

در هر صورت، (صلاح و مصلحت) به شرطی واقعی خواهد بود که همگان را شامل گردد نه آنکه برای برخی (ظاهراً) خیر باشد و برای برخی دیگر (شر). به عبارت دیگر، در جهان، هیچ چیز [خیر و نیک و صلاح و سود] نیست مگر آنکه همگان را باشد، و اگر برخی را باشد و برخی را نباشد، بدون هیچ تردیدی، آن چیزها به واقع [خیر و نیک و صلاح و سود] نیستند بلکه کاذب هستند.

free hit counters