top
pcfors.com
Persian Call For Salvation.
 
  Last Update: 24 December, 2011
ΑΝ دستور زبان بشر موضوع این بخـش:
◄ ΝΑ ► منظور از دستور زبان بشر چیست؟ موضوع این صفحه:
01 ■ دستور زبان بشر بمعنای گرامر معمول نیست:
 

انسان موجودیست که همیشه اشتباه می‌کند و ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم.
یکی از اشتباهات رایج بشر اینست که وقتی خودش چیزی را می‌داند و یا راهی را بلد است، فکر می‌کند که دیگران هم آن را می‌دانند و یا آن راه را بلدند؛ {یا دست کم، ما اینطور هستیم}؛ مثلاً وقتی راننده‌ای را به راهی می‌بریم که بلد نیست، دائماً باید از ما بپرسد که از کدام سمت برود زیرا ما مدام فراموش می‌کنیم که او راه را بلد نیست.
این قضیهٌ (دستور زبان بشر) هم تقریباً موردی مشابه مورد بالا بود؛ یعنی ما حدود 14 سال پیش، رسالهٌ نسبتاً کاملی از این پدیده را نوشتیم و منتشر کردیم، ولی وقتی (سه سال قبل) تصمیم گرفتیم که آن را در سایت در دسترس عموم قرار دهیم، طوری این مبحث را شروع کردیم که انگار دیگران قدری پیش زمینهٌ ذهنی نسبت به این تز دارند. در حالیکه این اشتباه بود؛ به همین سبب، پرسشهائی در این زمینه مطرح شد که حاکی از تصورات غلطی بود که ما بسبب عدم توضیحات کافی، در ذهن خوانندگان بوجود آورده بودیم.
ما می‌بایستی از اول توضیح می‌دادیم که (دستور زبان بشر)، یک چیزی مثل گرامر زبان فارسی یا عربی، و یا انگلیسی نیست که دارای صرف و نحو باشد و افعال با قاعده و بیقاعده و چیزهائی مانند ساختمان جمله داشته باشد...
اینکه این تز را (دستور زبان بشر) نامیده‌ایم، بیش از حد تصور، یک اسم با مسما است؛ اما تصوری که در ذهن ما (مردم) از (دستور زبان) هست، یک چیزی شبیه به (گرامر رایج) است. پس در این مورد، یک سوء تفاهم پدید آمد؛ و راه پیشگیری از اینگونه سوء تفاهمات این است که بشر (پس از هزاران سال که بر زمین زندگی می‌کند)، بجای پرداختن به جزئیات غیر ضروری، باید برای کلیات ضروری، یک تعریف مشخصی ارائه کند. مثلاً اینکه خدا کیست و چه تعریفی دارد؟ و چند صفت اختصاصی لازم است تا خالق با مخلوق اشتباه گرفته نشود؟...
اصولاً وقتی دو نفر با یکدیگر (در هر موردی) بحث می‌کنند، لازم است ابتدا مطلب را برای همدیگر تعریف کنند سپس بحث را شروع کنند؛ مثلاً ممکن است دو نفر در مورد (دموکراسی) با یکدیگر بحث کنند در حالیکه (بی آنکه مطلع باشند) تصوراتشان نسبت به دموکراسی با یکدیگر فرق داشته باشد، لذا بحث ایشان راه بجائی نخواهد برد...
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 22 نوامبر 2011 نگارش: 22 نوامبر 2011

02 ■ ما معتقدیم که زبان، یک موهبت فطری است:
 
ما (بر مبنای دلائل و شواهد عینی) معتقدیم که بشر از ازل، بطور فطری کلمات ساده را می‌شناخته و محدودهٌ معنوی آنها را می‌دانسته. ما این را بطور فی‌البداهه نمی‌گوئیم بلکه پس از آنکه وجود چنین عنصری را در زبان تشخیص دادیم، سالها با بیش از هشتاد کشور جهان مکاتبه کردیم و تعداد بسیاری از زبانهای بومی پنج قارهٌ جهان را بررسی کردیم؛ حتی زبان نوزادان آنها را نیز از نظر دور نداشتیم.

تا بیست سال قبل، تقریباً همهٌ زبانشناسان به این فرضیهٌ می‌خندیدند که: {زبان یک پدیدهٌ فطری است}، اما حالا (به ناچار) اندک اندک دارند می‌پذیرند که زبان واقعاً یک پدیدهٌ فطری است. علت این ناهنجاریها این است که دانشمندان نیز مثل اصناف دیگر، (اگرچه به دوستی با یکدیگر تظاهر می‌کنند، لکن در باطن) دشمن یکدیکرند. اینها اغلب عاشق خودشانند نه عاشق علم. دیکتاتورهائی که تفنگ ندارند...

اینکه می‌گوئیم (بشر از ابتدا می‌توانسته حرف بزند)، به این معنا نیست که بشر از ابتدا مثل امروز حرف می‌زده، بلکه او در ابتدا، کلمات ساده و خام را برای ارتباط بکار می‌برده و در طول تاریخ، بتدریج به ترکیب کلمات و ساختن جملات پرداخته است.

آنچه از ابتدا این باور را در ذهن ما کاملاً مستحکم کرد، قانونی (یا جدولی) بود که بر کل زبان بشر حاکم و صادق است. ما به هیچوجه نمی‌توانیم بپذیریم که این جدول (یا این قانون) را بشر اولیه اختراع کرده باشد!
آخر چطور می‌توان پذیرفت که چیزی که درک آن برای بشر امروزی اینقدر دشوار است، اختراع آن برای بشر ابتدائی آسان بوده باشد؟... چگونه است که ما نزدیک به بیست سال است که داریم این موضوع را توضیح می‌دهیم ولی کسی نمی‌فهمد، آنوقت ساختن آن برای بشر ابتدائی، مثل آب خوردن بوده است!؟... این غیر ممکن است.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 22 نوامبر 2011 نگارش: 22 نوامبر 2011

03 ■ دستور زبان بشر، یگ گرامر خیلی ساده است:
 
این پروژه در سال 1999 توسط سید عامر هاشمی تدوین و به مراکز علمی ایران و جهان ارائه شده است لذا کپی برداری آن بی‌فایده است.

The 3D table of human language
Pronunciation in English:
(a = œ) as in man.
(ā = a:) as father, farm.
(o = o) as in novamber.
(u = u) as in book, put.
(e = e) as in get.
(i = i:) as in see, sea.


دستور زبان بشر، از دستور هر زبانی که شما می‌شناسید ساده‌تر است؛
در زبان بشر 20 حرف و 6 میانجی یا Medium هست؛
حروف زبان بشر عبارتند از:
ب ـ د ـ ف ـ گ ـ ح ـ چ ـ خ ـ ج ـ ک ـ ل ـ م ـ ن ـ پ ـ ر ـ س ـ ش ـ ت ـ و ـ ز ـ غ

واسطه‌ها (یا مدیوم‌ها) عبارتند از:
[ a و ā ] ـ این دو مدیوم، کلماتی را می‌سازند که در بُعد ماده قرار دارند؛ مثل [دار] یعنی دارای چیزی بودن. [توجه نمایید که ( آ = ā) است].

[ o و u ] ـ این دو مدیوم، کلماتی می‌سازند که در بُعد مکان قرار دارند؛ مثلا اگر همان (دار) را با میانجی [او u] بسازید، می‌شود [دور] ـ یعنی اول (دارا) بود، حالا فاصله گرفت و (دور) شد.

[ e و i ] ـ این دو مدیوم، کلماتی را می‌سازند که در بُعد زمان قرار دارند؛ مثلا اگر همان (دار) را با واسطه‌ی [ای i] بسازید، می‌شود [دیر] ـ یعنی (همان کلام) وقتی که در بعد مادی بود (دارا) بود، بعد که به بُعد مکان رفت، (دور) شد؛ و حالا که به بُعد زمان آمده، (دیر) شده است.

این البته نیاز به توضیح مفصل دارد ـ اما کل پروژه‌ی زبان بشر، در همین چارچوب ساخته شده است.

همانطور که در پیشتر توضیح دادیم، ما این تز را در سال 1999 در یک رساله‌ی 70 صفحه‌ای منتشر کردیم؛ اما آن رساله بطور خیلی فشرده و مختص افراد متخصص نوشته شده بود، بنابراین، مطمئنا این بحث در اینجا بسیار درازتر خواهد شد.

بدون شک، این بحث نمی‌تواند یک بحثِ جذاب باشد؛ اما اگر شما همت کنید و سئوالاتی که برایتان پیش می‌آید ـ و همچنین انتقادات و تاییدات خودتان را به این سایت بفرستید، این بحث حتماً جذاب خواهد شد. اصولاً همهٌ مسائل اجتمائی بستگی به خواست شما دارد...
شما می‌توانید از صفحه (نظرات شما ) پیامهایتان را بفرستید و اگر پیامتان خیلی طولانی باشد، می‌توانید به آدرس ایمیل بفرستید.

این جدول متعلق به تمام زبانهای دنیاست و در همهٌ زبانها صادق است.

ما قصد نداریم این بحث را از جایی شروع کنیم که گیچ کننده و خسته کننده باشد ـ یعنی این تز را از ابتدای آن آغاز نمی‌کنیم، بلکه یکباره، مغز آنرا برایتان باز می‌کنیم.
حالا شما می‌توانید هر کلامی را که مایل باشید در این جدول قرار دهید و معنای حقیقی آنرا بیابید | مهم نیست که آن کلمه، متعلق به چه زبانی باشد | خواه فارسی باشد ـ خواه انگلیسی ـ یا عربی و یا ترکی | حتی اگر متعلق به زبان سرخپوستان آمریکای جنوبی، یا زبان بومیان استرالیا باشد، این جدول جواب خواهد داد فقط به این شرط که کلماتِ انتخابی شما، بسیط و سالم باشند.
پیش از آنکه شروع کنید، لازم است به نکات زیر توجه کنید:

1 ـ هیچگونه استثناء و بی‌قاعدگی در دستور زبان بشر وجود ندارد. یعنی مثل گرامرهای رایج نیست که مواردی از استثناء و بی قاعدگی در آن مشاهده گردد.

2 ـ مراقب باشید که مدیومها (یعنی همان حروف صدا داری که در جدول قرار دارند) را جزء حروف الفبا محسوب نکنید | یادتان باشد که شما بدون واسطه‌ی مدیومها قادر به ادای هیچ حرفی نیستید؛ اگر قبول ندارید امتحان کنید! مثلا این حرف را تلفظ کنید: [ک] ـ مطمئن باشید که بدون واسطه‌ی مدیوم‌ها، هرگز نخواهید توانست! | مثلا خواهید گفت: [ke] ـ ولی می‌بینید که یک مدیوم باعث شده است تا شما بتوانید آن را ادا کنید.
پس شما بدون مدیومها نمی‌توانید حروف را ادا کنید، اما می‌توانید مدیومها را به تنهایی، هر قدر بخواهید تکرار کنید ـ مثال:
[aaaaaaaaaaaaaa] یا [uuuuuuuuuuuuuuuuu] یا [iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii] ـ

3 ـ نه فقط کلمات، بلکه حروف الفبا نیز در زبان بشر دارای معنا هستند، اما ندانستن معنای حروف، در امتحان شما چندان تاثیری ندارد؛ پس معنای آنها را در آپدیت‌های بعدی خواهیم گفت.

4 ـ در زبان بشر، حروفی مثل (ص | ض | ط | ظ | ق | ژ | ی ) نداریم؛ بنابر این، کلمه‌ای مثل (باتلاق) در اصل [باتلاک] هستند.

5 ـ حروف (ژ | ی)، در ابتدا همه‌شان [ج] بوده‌اند؛ مثلا (ژاپن) را [جاپن] بخوانید و (یک) را [جک].

6 ـ شما نمی‌توانید کلمات مرکب را در این جدول قرار دهید! بخاطر داشته باشید که 90% کل��������ات مرکب هستند! پس ابتدا باید آنها را به کلمات ساده تجزیه کنید و هر بخش را بطور جداگانه در جدول قرار دهید ـ مثال:
مثلا همین کلمه‌ی (باتلاک) از ترکیب [بات] + [لاک] ساخته شده است؛
[بات] در جدول، معنای (فرو رفتن) را می‌دهد و [لاک] بمعنای پوشیده شدن. پس [بات + لاک] یعنی جایی که فرو برنده و پوشاننده باشد.

7 ـ شما حتماً باید این موضوع را مد نظر داشته باشید که هر کلمه‌ای ممکن است تحریف شده باشد بطوریکه با شکل اولیه خود، بکلی متفاوت و حتی متضاد باشد؛ مثلا عدد (شش) که در ابتدا [سیخ سیخ] بوده و حالا تبدیل به (شیش) یا (Six) شده است؛ بنابراین، جدول در مقابل چنین کلماتی جوابی بشما خواهد داد که انتظارش را نمی‌برید.

8 ـ برای دانستن مفهوم یک کلمه‌ی ساده، آن را در تمامی موارد جدول بررسی کنید! اینطوری زودتر به مفهوم آن کلمه پی خواهید برد. مثلاً اگر می‌خواهید بدانید که کلمه‌ی (ژاپن) چه مفهومی دارد، مراحل زیر را طی کنید:
اول باید ببینید که این کلمه، سالم است یا معیوب | این را که گفتیم: در زبان بشر ما اصلاً (ژ) نداریم؛ پس این (ژاپن) نیست ـ (یابان) هم نیست بلکه [جاپُن] است.
البته اگر اینقدر معلومات داشته باشیم که بدانیم نخستین اسمی که بشر به آب داد [جاو] بود، زودتر بمقصود می‌رسیم. کلمه‌ی [جاو]، هنوز هم بطور گسترده در جهان بکار برده می‌شود، اما در اغلب موارد، شکلش آنقدر تغییر کرده که شناخته نمی‌شود ـ مثلا همین کلمه‌ی (دریا) که قبلا (درّه یاو) و پیش از آن [درّه جاو] بوده است؛ و حتی (جوی) و همینطور کلمه‌ی (جا) یعنی محلی که آب باشد و قابل زندگی باشد... یا مثلا نام کشور [جاوه] یعنی جایی که آب بسیار باشد...
حال برای آنکه مطمئن شویم، بهتر است که کلمه [جاو] را در جدول قرار دهیم:
щ _ jav _ jāv _ jov _ juv _ jev _ jiv
اکنون با یک نگاه سطحی متوجه خواهیم شد که کلمات (جَو)عربی، بمعنای هوا / (جوو) که همان (جوی) فارسی باشد / و (جیو) که منشاء نام (جیوه) که یک فلز مایع است، در این جدول هست؛ پس تا حدی مطمئن می‌شویم که به خطا نرفته‌ایم.
حالا بخش دوم کلمه (جاپن) که (پُن) است را در جدول قرار می‌دهیم:
щ _ pan _ pān _ pon _ pun _ pen _ pin
این دیگر کاملا واضح است که [پن و پین] بمعنای میله و سوزن و میخ و اینطور اشکال است ـ شما حتی اگر فقط به زبان فارسی آشنا باشید، کافیست بدانید که کلمات [پنجه / پنج...] هم از [پن] مشتق شده‌اند ـ حتی (بنان) در عربی که بمعنای انگشت است از همین (پن) مشتق شده است؛ ولی چون عربها (پ) ندارند، آن را (بنان) می‌خوانند.

پس مفهوم کلمه‌ی (ژاپن) شد: [آب + میخ]؛
یعنی سرزمینی که بخشهای آن مثل میخ از وسط دریا بیرون آمده است ـ و می‌بینیم که درست است.
البته استخراج مفاهیم همه‌ی لغات ـ از این جدول ـ اینقدر دشوار نیست و این مثال، یکی از دشوارترین مثالها بود ـ پس به این زودی مایوس نشوید!

9 ـ بد نیست این را هم بدانید که کلمات ساده در زبان بشر، چهار گونه بیش نیستند:
الف ـ پیوند یک حرف با یک مدیوم بصورت پیشوند ـ مثل:
щ _ xa _ xā _ xo _ xu _ xe _ xi
توضیح اینکه حرف [خ] بصورت پیشوند با مدیومها، کلمات خواستنی می‌سازند ـ اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که خیلی کلمات خوب از این جدول مشتق می‌شوند.
ب ـ پیوند یک حرف با مدیومها بصورت پسوند ـ مثال:
щ _ ax _ āx _ ox _ ux _ ex _ ix
توضیح اینکه حرف [خ] بصورت پسوند با مدیومها، کلمات ناخوش می‌سازند ـ اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که خیلی کلمات ناخوشایند از این جدول مشتق می‌شوند.
پ ـ پیوند یک حرف با مدیومها بصورت پیشوند و پسوند ـ مثال:
щ _ dad _ dād _ dod _ dud _ ded _ did
اینگونه کلمات، موازنه هستند؛ بنابراین حالت معکوس ندارند اما معانی متعادل ایجاد می‌کنند ـ مثل [داد] یعنی (عدل).
ت ـ پیوند دو حرف با مدیومها بصورت پیشوند و پسوند ـ مثال:
щ _ jak _ jāk _ jok _ juk _ jek _ jik
مثال بالا فقط یک نمونه است اما توضیحا، حروف [ج + ک] در چنین حالتی، یک واحد مثبت می‌سازند.

10 ـ اگرچه کار کردن با این جدول ظاهرا دشوار می‌نماید، اما زبان بشر، یک ویزارد عالی دارد که شما را قادر می‌سازد تا بتوانید همچنانکه ضرب و تقسیم را در ریاضیات امتحان می‌کنید، کلمات را در این جدول امتحان کنید ـ مثال:
فرض کنید که شما کلمه‌ی (نوک) را در جدول قرار داده‌اید و این معنا را دریافته‌اید که منظور از (نوک)، راس و قلّه‌ی یک چیز مخروطی‌ست ـ حالا برای اینکه مطمئن شوید که مفهوم را درست دریافته‌اید، کافیست که این کلمه را معکوس کنید ـ اگر معنای آن نیز معکوس شد، مشخص می‌شود که هم شما راه را درست رفته‌اید، و هم آن کلمه سالم است.
مثلا در مثال بالا، اگر (نوک) را معکوس کنید، می‌شود (کون) ـ این بهترین روش برای تشخیص سلامت کلمات و اطمینان از صحت مفهوم آنهاست ـ به شکل زیر توجه کنید:

 
 



ناتمام... ____ ادامه دارد.
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 22 نوامبر 2011 نگارش: 15 مارس 2009

04 ■ سکوت شما به این معناست که قادر به درک این موضوع نیستید:
 
Ms Suu Kyi اکنون سه سال است که این موضوع در این صفحه روی سایت دارد خاک می‌خورد؛ و جز یک نفر که آنهم به سبب سوء تفاهمی که در بالا عرض شد، نظری نداده است. بسا گفته شود که: از نظر کارشناسها، این یک موضوع غلط و یا بی اهمیت است، اما آیا از اینکه امروز گوگوش نهار را در کدام رستوران خورده باشد هم بی اهمیت تر است!...

اصولاً یکی از دلائلی که ما این موضوع را بیش از آنچه در پارگراف بالا گفته شد شرح و بسط ندادیم و آن را بیش از آنچه که قبلاً گفته بودیم تفسیر نکردیم، این بود که دیدیم کسی شایستگی دانستن آن را ندارد، وگرنه یک هائی، یک هوئی می‌شنیدیم!...

بشر (در مجموع) موجود نادانی است و از نادانی بشر، همینقدر بس که از ابتدای تاریخ تا بحال و همچنان تا انتهای تاریخ، دم از (شایسته سالاری) زده و خواهد زد و شایسته سالاری، یکی آرزهای دیرینهٌ بشر بوده و خواهد بود. این در حالی است که شایسته سالاری، از ازل بر جهان حاکم بوده و تا ابد حاکم خواهد بود. یعنی از ازل تا ابد، آدمها در هر موقعیتی که بوده‌اند (خواه خوب یا بد)، شایستهٌ آن موقعیت بوده‌اند و نمی‌دانستند. پس شما مانند کسی هستید که عینکتان روی چشمانش باشد اما دنبالش بگردد!...

بسا بجای این مباحث دقیق و علمی، اگر دربارهٌ (مثلاً) خانم سوچی حرف می‌زدیم، خیلی برایتان جذاب‌تر می‌بود؛ اما حتی خانم سوچی هم نمی‌داند که اهالی برمه اگر بقدر کافی شعور می‌داشتند، نیازی به او نداشتند...
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 22 نوامبر 2011 نگارش: 22 نوامبر 2011

A ■ مطالب مرتبط با موضوع این صفحه:
 
● هیچ مطلبی در ارتباط با موضوع این صفحه وجود ندارد.




 

B ■ نظر دهید + بپرسید + نقد کنید:
 
 

C ■ دیدگاهها، پرسشها و انتقادهای شما + جواب آنها:
 
● شما خود را متمایز از زبان شناسان کلاسیک دانسته اید! چرا؟




 

D ■ اشعار ماندگار + نقد و بررسی آنها:
 
درخت تو گر بار دانش بگیرد ___ به زیر آوری چرخ نیلوفری را

ناصر خسرو
البته آنچه ما می‌گوئیم، منظور ناصرخسرو نبوده است؛ ولی آیا به این موضوع فکر کرده‌اید که اگر آدمها بتوانند (چرخ نیلوفری) را به زیر بکشند، دنیا خراب خواهد شد!؟
       
™ = Author: Amer Hashemi ویرایش: 22 نوامبر 2011 نگارش: 22 نوامبر 2011

free hit counters
نشانه‌ها: پیوند خارجی در پنجره جدید Ў | پیوند داخلی در پنجره جدید ώ | پانوشت | بازگشت به نوشته | بالای صفحه Ъ
کپی برداری و بازنشر با ذکر منبع مجاز است ـ تغییر نام نویسنده ممنوع.
www.pcfors.com - Copyright © 2011 - All Rights Reserved.