top
pcfors.com
Persian Call For Salvation.
   
 
  Persian Call For Salvation > Home Page > Hormozgan. Last Update: 25 March, 2012  
 
    _ فرهنگ و زبان هرمزگان:  

استان هرمزگان ـ تعریف کلی زبانشناسی هرمزگان (کتاب تصویری) زبانشناسی هرمزگان (کتاب نوشتاری)

 

موقعیت استان هرمزگان

موقعیت استان هرمزگان


شهرستان‌های استان هرمزگان:

1 ـ شهرستان ابوموسی
2 ـ شهرستان بستک
3 ـ شهرستان بندر عباس
4 ـ شهرستان بندر لنگه
5 ـ شهرستان جاسک
6 ـ شهرستان حاجی‌آباد
7 ـ شهرستان خمیر
8 ـ شهرستان رودان
9 ـ شهرستان قشم
10 ـ شهرستان گاوبندی (پارسیان)
11 ـ شهرستان میناب

شهرهای استان هرمزگان:

ابوموسی
بستک
بندر چارک
بندر خمیر
بندر لنگه
بندر عباس
جاسک
جناح (شهر)
حاجی‌آباد (هرمزگان)
درگهان
دهبارز
رویدر
زیارت‌علی
سوزا
سیریک
فارغان
فین (هرمزگان)
قشم
کنگ
کیش
گاوبندی (پارسیان)
میناب
هرمز (شهر)

دهستان‌های استان هرمزگان:

دهستان: آب‌نما
دهستان: احمدی
دهستان: آشکارا
دهستان ایسین
دهستان: برنطین (برنتین) Berentin
دهستان: بندر
دهستان: بندر چارک Bandar-e Čārak
دهستان: پندزرک Ban.zark
دهستان: بمانی Bomoni
دهستان: بوچیر Bučir
دهستان: بهدشت
دهستان: بیابان
دهستان: بیکاه
دهستان: پی وشک Bi.vašk
دهستان: تازیان
دهستان: تخت
دهستان: تنب (تمپ) Tomp / Tonb
دهستان: توکهور Tu.Kahur
دهستان: تباب (تی ئو) Ti.Āb
دهستان: جاسک (جاشک) Jāšk
دهستان: جفین شمالی (جگین) Jagin
دهستان: جفین جنوبی
دهستان: جکدان (جگدان) Jag.dān
دهستان: چراغ آباد
دهستان: حومه
دهستان: خمیر
دهستان: درآگاه
دهستان: در پهن Dar.Pahn
دهستان: درگهان Dar.gahān
دهستان: دژگان Tež.gān
دهستان: دولاب
دهستان: دهتل Dah.tal
دهستان: دهُنگ
دهستان: رمکان Ram.kān
دهستان: روئیدر Ruy.dar
دهستان: رودبار
دهستان: رودخانه
دهستان: رودخانه‌بر
دهستان: رهدار Rah.dār
دهستان: سردشت
دهستان: سرخون Sar.xon
دهستان: سری
دهستان: سندرک Send.erk
دهستان: سورک Sur.ak
دهستان: سوزا Suzā
دهستان: سیاهو Siyāh.u
دهستان: سیریک Sir.ik
دهستان شمیل Šamil
دهستان: صلخ Salax
دهستان: طارم (تارم) Tārom
دهستان: فارغان Fareğon
دهستان: فاریاب
دهستان: فتویه
دهستان فرامرزان
دهستان: فین
دهستان: قلعه قاضی
دهستان: کریان Karyon
دهستان کمشک Kamešk
دهستان: کنگان Kangon
دهستان: کوخرد Kuxerd
دهستان: کوه شاه
دهستان: کوشکنار Kušk.nar
دهستان: کهورستان Kahur.eston
دهستان: کیش
دهستان: گابریک Gābrik
دهستان: گافروبارمون
دهستان: گچین Gačin
دهستان: گوده Gow.da
دهستان: گوریند Gowar.ban-d
دهستان: گوهران
دهستان: گهره Gohra
دهستان: لارک Lčr.ak
دهستان: لاوان
دهستان: مسافرآباد
دهستان: مغویه
دهستان: مقام
دهستان: مهران
دهستان: مهرگان
دهستان: هرنگ Harang
دهستان: هنگام Hangom

جزایر استان هرمزگان:

جزیره قشم
جزیره ابوموسی
جزیره کیش
جزیره لاوان
جزیره هندرابی
جزیره شتور (شیدور یا جزیره ماران)
جزیره لارک
جزیره هرمز
جزیره هنگام
جزیره تنب بزرگ
جزیره تنب کوچک
جزیره سیری
جزیره فارور بزرگ
جزیره فارور کوچک

چشمه‌ها و مراکز آب درمانی:

چشمه آبگرم روستای نیمه کار(آبگرم سیاهکش)
چشمه آبگرم سایه خوش
چشمه آبگرم خمیر
چشمه آبگرم گنو (Genow)
چشمه آبگرم آسک
چشمه چاه احمد
چشمه آبگرم بادون
چشمه آبگرم ملایجی
چشمه آبگرم چارک
چشمه آبگرم حاجی آباد
چشمه آب گرم فاریاب
چشمه آب گرم فتویه
چشمه آبگرم باری
چشمه آبگرم سرخان
چشمه آبگرم تودولویه
چشمه آبگرم کشکو
چشمه آبگرم خورگو
چشمه آبگرم نیان
چشمه آبگرم خص
چشمه آبگرم ده شیخ
چشمه آبگرم چستانه
چشمه آبگرم معدنوئیه

رودخانه‌های استان هرمزگان:

رودخانه میناب
رودخانه کل یا (شور)
رودخانه شمیل یا (حسن لنگی)
رودخانه جلابی jallābi
رودخانه جگین
رودخانه مهران
رودخانه شور گوده
رودخانه رویدر
رودخانه بهمدی (جاسک)

کوه‌های استان هرمزگان:

کوه ناخ
کوه زیر
کوه خآب
کوه گنو
کوه شمیل
کوه پرِرچرچو
کوه دسک
کوه سفید
کوه فارغان هماک
کوه توصیله
کوه هرمزان
کوه بشاگرد
کوه ببیان
کوه لاور
کوه بر
گاه‌بست
کوه گچ
کوه شب

 
استان هرمزگان ـ تعریف کلی

هرمزگان در شمال تنگه هرمز و در جنوب استان کرمان واقع است. این منطقه از سوی خاور با ناحیهٌ سیستان و بلوچستان و از سوی باختر با نواحی فارس و بوشهر همسایه است. مساحت استان هرمزگان طبق تقسیمات فعلی کشور ، نزدیک به 68400 کیلومتر مربع است و میان 25 درجه و 24 دقیقه تا 28 درجه و 57 دقیقهٌ عرض جغرافیائی و 53 درجه و 41 دقیقه تا 59 درجه و 15 دقیقهٌ طول جغرافیائی قرار دارد.
ساکنان منطقهٌ هرمزگان و همچنین دیگر مناطق جنوبی ایران، عموماً اجتماعی از دو نژاد سفید ایرانی و سیاه آفریقایی و یا ترکیب دو رگه‌ای از این دو نژاد هستند.
سیاهپوستانی که بین قرون اولیه تا قرن پانزدهم میلادی، از کشورهای سودان، اتیوپی، سومالی و جیبوتی بصورت بَرده [ از طریق عربستان] به ایران آورده شده‌اند، (سیاه زنگی) نامیده می‌شوند چرا که در گذشته، مجموعهٌ کشورهای آفریقایی یاد شده، (منطقهٌ زنگبار) نامیده می‌شد. سیاهپوستانی که از قبایل (تسونگ) واقع در نواحی تانزانیا و موزامبیک آورده شده‌اند (سیاه تسونگ tesung ) نامیده می‌شدند که امروزه (سیاهِ توسک tusk ) نامیده می‌شوند و سیاهپوستانی که از قبایل (سونگ) واقع در آفریقای مرکزی و زئیر آورده شده‌اند ، (سیاهِ سونگى song.i ) نامیده می‌شوند. با این حال، از آنجائیکه بردگان ناچار بوده‌اند به زبان صاحبان خود گفتگو کنند و از تکلّم به زبان آفریقائی منع می‌شده‌اند، جز چند کلمه انگشت شمار از زبان آفریقائی در زبان آنان باقی نمانده است.
نامهای درختانی مانند (گارُم زنگی gārom zangi ) بمعنی (بادام آفریقائی) و یا درخت (گوآوا) که در جنوب ایران تکثیر یافته و اشتباها آنرا (زیتون) مینامند، از یادگارهای مهاجرت اجباری آفریقائیان به جنوب ایران است.



شناخت زبان هرمزگان

زبان هرمزگانی یکی از بکرترین شاخه‌های زبان پارسیک رایج در ایران است، اما متاسفانه نه زبانشناسان ما، این زبان را به درستی می‌شناسند و نه گویشوران آن. حتی محققین محلی نیز فکر می‌کنند که این یک لهجه و یک گویش خودرو و بی‌ارزش است، در حالیکه این زبان، نه فقط بر اساس دستور اصیل زبان پارسیک استوار است، بلکه گنجینه‌ای از واژه‌های گمشده‌ی زبان فارسی را در خود دارد.

یکی از ویژگیهای این زبان اینست که در کل لغات بنیادین آن، حد اکثر ـ بیش از ده غلط وجود ندارد و این، خیلی عجیب است ـ زیرا حتی همین زبان فارسی و انگلیسی، که دانشمندان و زبانشناسان بسیاری رویش کار می‌کنند و دائما مشغول به اصلاح آن هستند، در هر ده کلمه، پنج ‌کلمه غلط دارد!...

البته اهالی هرمزگان نباید از این بابت بخودشان ببالند، زیرا این زبان را ایشان نساخته‌اند؛ این زبان در یک دورانی، در نیمه غربی ایران کاملا رایج بوده است ـ بقیه خیلی تغییر کرده‌اند ـ اما این یکی، تقریبا دست نخورده باقی مانده است.

توضیح یکم: زبان هرمزگان و لارستان، دقیقاً از یک ریشه و یک منشأ هستند اما بظاهر بسیار با یکدیگر متفاوتند (یعنی به تدریج متفاوت شده‌اند) بطوری که تقریباً هیچ هرمزگانی باور نمی‌کند که زبان هرمزگانی، همان لارستانی‌ست؛ و همینطور، تقریباً هیچ لارستانی هم قبول نمی‌کند که زبانش با هرمزگانی، از یک منشأ است. البته ظاهراً همینطور است، یعنی تفاوت زبان لارستانی و هرمزگانی به حدی است که این دو طایفه، زبان همدیگر را نمی‌فهمند مگر آنکه (به نحوی) مدتی با هم در رابطه بوده باشند.
آنچه بین دو زبان لارستانی و هرمزگانی تا این حد تفرقه انداخته است، تا حد زیادی به فرهنگ و تفکر این دو قوم بر می‌گردد اما در نگاه اول، سه عامل مهم در این امر دخیل بوده که هر سه عامل، منحصر به فرهنگ مردم ناحیهٌ لارستان است:
یکی اینکه مردم لارستان (به تدریج) کلمات و عبارات را تا حد زیادی خلاصه کرده‌اند ـ مثال:
[تَ ز بَر آئوردِم ta.z.bar.ā.ord.em ] یعنی [تو از برای من آوردی].
عامل دوم این است که مردم لارستان، بیش از آنکه کلمات و عبارات را در معنای کلاسیک بکار ببرند، آنها در اشکال استعاره، یا مبالغه و یا اصطلاح بکار می‌گیرند ـ مثال:
[مَ بَرخِشه که مَ ئو ma.barxeša.ke.ma.ou ] [(مَ = من) + (برخِشه = چیزی را نیمی در بغل و نیمی بر زمین کشان کشان جابجا کردن) + (مَ ئو = آوردم)].
عبارتِ فوق می‌تواند یک معنای ساده داشته باشد، مثل: [ آوردم] ـ و یا می‌تواند معنای جامع‌تری داشته باشد، مثل [او (آن) را آوردم] ـ باز می‌تواند بیان یک واقعه باشد، مثل: [او (آن) را کشان کشان (با زحمت زیاد) آوردم] ـ و همچنین می‌تواند بیان یک مناقشه باشد، مثل: [او را به زور (یا با قدرت بدنی) آوردم].
پس درک معنای عبارت فوق، بستگی با حالت گوینده و شنونده و روابط بین آن دو دارد. ضمناً بستگی به این هم دارد که متکلمین آن، از کدام قشر جامعهٌ لارستان باشند زیرا در لارستان و بخصوص در شهر لار و اطراف آن ـ و مخصوصا در میان اقشار مختلف یک شهر (در ناحیهٔ لارستان)، مفهوم عبارات و اصطلاحات، یکسان نیستند.
غیر از آنچه گفته شد، در گفتار لارستانی، نوعی طنز پنهان وجود دارد که زبانشان را برای خودشان شیرین‌تر، جذاب‌تر، نرم‌تر و همینطور قاطع‌تر می‌کند اما این خصیصه بطور ناخودآگاه صورت می‌گیرد لذا درک آن حتی برای اهالی لارستان هم ناشناخته است تا چه رسد به غیر.
در مبحث زبان لارستان، در مورد این خصوصیات، بقدر کافی توضیح داده‌ایم.

توضیح دوم: بسیاری افراد، بخصوص کسانی که در زبانشناسی تخصص دارند بر ما خرده گرفته‌اند که چرا لهجه‌های بومی را (زبان) نامیده‌ایم.
ما بارها و بارها دلائل خود را گفته‌ایم و باز هم عرض می‌کنیم که: (لهجه یا گویش) هنگامی به زبانی اطلاق می‌شود که در مقایسه با زبان مقابل، جز در در نوع تلفظ، فرقی نباشد ـ مثلا زبانهایی مثل کرمانی و یزدی و اصفهانی، در مقایسه با زبان فارسی رسمی، یک لهجه محسوب می‌شوند، اما در مقایسه با زبان عربی یا انگلیسی، یک زبان بحساب می‌آیند ـ یعنی استقلال یک زبان، بسته به دستور آن زبان است نه نوع تلفظ کلمات.


بلوار ساحلی بندرعباس
بلوار ساحلی بندرعباس ـ عکس از جمشید احمدی


خرما
[جشن خرما پزان در میناب] ـ عکس از ایسنا

عکس فوق تحت عنوان «جشن خرما پزان در میناب» [در اینترنت] منتشر شده است؛ اما این چنین جشنی ابداً وجود خارجی ندارد. ما سالها در در مورد فرهنگ و زبان این ناحیه تحقیق کرده‌ایم اما به هیچگونه جشن یا مراسمی بنام (خرما پزان) بر نخورده‌ایم . البته (کنگ هلو) را می‌پزند اما این هم کاری است مثل کارهای دیگر [نه بعنوان یک جشن].
در میناب بیش از 150 نوع درخت خرما وجود دارد که یکی از آنها (هلو halow) است؛ (هَلو) یکی از انواع نخل است که در اواخر تابستان (ابتدای شهریور) به مرحله (کنگ kong) می‌رسد. (البته این موعد، بستگی به وضع آب و هوا دارد).
توضیح اینکه رسایش میوهٌ خرما، چهار مرحله است:

1 ـ (خَمَل xamal) مرحله‌ای است که دانهٌ خرما تازه لقاح یافته و هنوز سبز رنگ است.
2 ـ (کنگ kong) مرحله‌ای است که آن (خمل‌ها) زرد و شیرین می‌شوند اما هنوز نرسیده‌اند.
3 ـ (دومپازگ dum.pazg) مرحله‌ای است که دُم دانه خرما پخته باشد یعنی (نیم پَز) باشد.
4 ـ (خرما xorma) مرحله‌ای است که دانهٌ خرما کاملاً پخته و رسیده و (خورما) شده باشد.

آخرین نخلی که میوه‌اش می‌رسد، (هَلیلی) نام دارد که یکی از انواع مرغوب خرما در این ناحیه است؛ و (هلو) قبل از (هَلیلی) می‌رسد.
(هلو) تقریباً از همهٌ انواع خرمای این ناحیه، درشت‌تر و شیرین‌تر است اما اغلب مردم به آن حساسیت دارند و این حساسیت را (باد) می‌نامند؛ [می‌گویند: « هلو باد دارد»]؛ و به همین سبب است که (کنگ) یا خرمای تازهٌ آن را کمتر کسی می‌خورد؛ اما اگر جوشانده و خشک شود، دو فایده دارد: یکی اینکه عامل ایجاد حساسیتش از بین می‌رود ـ و دوم اینکه تا چند سال قابل نگهداری‌ و قابل مصرف است.
(کنگ هلو) بسیار شیرین و مغزی و خوشمزه است. این محصول (تا 40 سال قبل) یکی از کالاهای مهم تجاری بود که اغلب به هند صادر می‌شد.

 
خرما

متأسفانه، ما از کمبود اطلاعات عمومی (حتی در مورد خودمان) بشدت رنج می‌بریم. بطور مثال، یک شرکت تولید فراورده‌های میوهٌ خرما هست بنام (دمباز). این شرکت، کیفیت محصولاتش خوب است اما با آنکه تصویر بنر سایتش مُبین معنای (دُم پَز) است، اما باز هم به مفهوم این واژه پی نبرده و آن را چنین نامیده است:


www.dombaz.com


 

نشانه‌ها: پیوند خارجی در پنجره جدید Ў | پیوند داخلی در پنجره جدید ώ | پانوشت | بازگشت به نوشته | بالای صفحه Ъ
 
اقتباس و انتشار مطالب این سایت فقط با ذکر منبع ـ مجاز است.
www.pcfors.com - Copyright © 2011 - All Rights Reserved.