Last Update: 09 January, 2012
هنر و هنرمند

حکایت زهر و شکر چیست؟

ΝΔ

■ چیست این حکایت زهر و شکر؟

عبارتِ (حکایت زهر و شکر) را بنده مکرر بکار برده‌ام لکن تا کنون درباره‌اش هیچ توضیحی نداده‌ام. همین مسئله باعث شد که افراد زیادی ایمیل بفرستند و بپرسند: «حکایت زهر و شکر چیست؟... پس چرا نقل نمی‌کنید؟... کی پس می‌خواهید حکایتش را بگویید!؟...».

بنده هم در جوابشان عرض کردم که: «این عبارت، هیچ حکایتی ندارد...». بسا من این عبارت را از پیش خود گفته باشم لکن داستانی در موردش نشنیده‌ام.
فقط آنچه می‌دانم این است که زهر را خشک و خالی به آدم نمی‌دهند ـ آن را با یک غذای خوشمزه مخلوط می‌کنند تا خورنده با لذت آن را بخورد.

عبارتِ (زهر و شکر) را بنده بیشتر در مورد شعر و موسیقی بکار برده‌ام ولی در سایر موارد نیز صادق است و می‌توان آن را بکار بست. مثلاً فرض بفرمایید یک آوازخوانی (اگر خودش زن باشد)، ممکن است سکس خود را با آنچه می‌خواند قاطی کند و بخورد مردم بدهد تا به این وسیله مشتری بیشتری جذب کند. یا اگر آن آوازخوان مرد باشد، ممکن است یک یا چند زن سکسی را بخدمت بگیرد تا با آوازش برقصند و به این وسیله (بقول بنده) نمک و فلفل کالایش را زیاد می‌کند تا مشتری بیشتری پیدا کند... و من این گونه کنش ها را (جاکشی) می‌دانم و آن را (قاطی کردن زهر و شکر) نامیده‌ام، فقط همین ـ دیگر داستان خاصی ندارد که بازگو کنم.

زهر و شکر

■ موسیقی، حلال است یا حرام؟

برخی این پرسش را مطرح کرده‌اند که «موسیقی، حلال است یا حرام؟».
در جواب عرض کردم که: موسیقی بظاهر چیز ساده‌ای است، اما آنقدر شاخ و برگ دارد که شمردنش آسان نیست. و بنده نیز در مسائل مذهبی تخصصی ندارم، لذا پرسش های مذهبی را بی پاسخ می‌گذارم. فقط این را می‌دانم که موسیقی و آواز در هیچ دین و مذهبی حرام نیست. چنانکه کلمه (آخوند) یعنی (کسی که خوب بخواند). و همچنین اذان و قرآن نیز با صوت (یعنی با آواز) خوانده می‌شوند. همینطور پیامبری نیز بنام داوود داریم که صدای خوبی داشت و خوب آواز می‌خواند. / (صوت داوودی) یک ضرب المثل است و قابل انکار نیست. اما این نیز قابل انکار نیست که همان داوود می‌گوید: موسیقی آوای ملکوت است، آن را با سکس نیامیزید!

¿ موسیقی آوای ملکوت است، آن را با سکس نیامیزید!

بنده در مسائل مذهبی تخصصی ندارم که فتوایی در این مورد صادر کنم. فقط عرض می‌کنم که موسیقی تا وقتی در حالت (موسیقی) مطلق قرار داشته باشد، یعنی غرضی (جز غرض طبیعی آن) در آن نهفته نباشد طبیعی است، و وقتی چیزی با آن آمیخته گردد که حالات دیگری مثل (خوشگذرانی یا تمایلات جنسی) را (بطور غیر طبیعی) در آدم بیدار کند، غیر طبیعی است.

Π توضیح اینکه موسیقی غیر طبیعی در ایرانیک [(گِنا gen.ā) = (مجنون / دیوانه / افسار گسیخته / قاطی شده)]؛ و در هندی [(گانه) = (نوعی رقص و آواز) + (دیوانگی)]؛ و در عربیک [(غِنا) = (نوعی رقص و آواز) + (دیوانگی)] است.

موسیقی

■ گونه های موسیقی و رقص

● برخی ممکن است آنچنان در آنچه از رقص و موسیقی در ذهن دارند غوطه ور باشند که مفهوم این گفتار را درک نکنند. و بنده نیز نمی‌توانم در این مورد پُر گویی کنم تا آنکه آیا آنان مفهوم رقص و موسیقی را (که مورد نظر هست) دریابند یا درنیابند؟

در هر صورت، موسیقی (از نظر طبیعت) و بطور کلی بر دو نوع است:
1 ـ موسیقی بی انگیزه (یا موسیقی بی غرض).
2 ـ موسیقی با انگیزه (یا موسیقی با غرض).
که هرکدام از اینها نیز زیر شاخه های مختلفی دارند.
مثلاً موسیقی از روی شادمانی، از شاخه (موسیقی بی انگیزه) است.
یا مثلاً اجرا و گوش سپردن به موسیقی بخاطر دیگران، از شاخه (موسیقی با انگیزه) است.

همچنین، رقص نیز (از نظر طبیعت) و بطور کلی بر دو نوع است:
1 ـ رقص بی انگیزه (یا رقص بی غرض).
2 ـ رقص با انگیزه (یا رقص با غرض).
که هرکدام از اینها نیز زیر شاخه های مختلفی دارند.
مثلاً رقصیدن از روی شادمانی، از شاخه (رقص بی انگیزه) است.
یا مثلاً رقصیدن بخاطر دیگران، از شاخه (رقص با انگیزه) است.

Π نکته:

موزیک مادرٍ رقص است، و هیچ رقصی بی موزیک نیست. یعنی برای ورود به رقص، باید ابتدا به موزیک داخل شد، زیرا رقص نیازمند ریتم است و موزیک تأمین کننده آن.

مثلاً یکوقت هست که موسیقی یا رقص، کاملاً بی مقصود و بی منظور است. یعنی جز حالت موسیقی یا رقص، هیچ انگیزه دیگری در مُجری نیست و در شنونده یا بیننده نیز هیچ انگیزه ای جز حالت طبیعی رقص یا موسیقی ایجاد نمی‌شود. چنین موسیقی را همگان قبول دارند لکن ممکن است (رقصش) مورد ایراد قرار گیرد که در بخش بعد درباره (رقص) توضیح می‌دهم.

و باز در همان حالتِ طبیعی، یکوقت هست که موسیقی یا رقص دارای غرض و منظور است. مثلاً آواز خواندن بمنظور پیدا کردن جفت، یا رقصیدن بمنظور راضی کردن جفت به جفت گیری. و این موضوع نیز [چون رقص و آواز بی غرض] در میان انسان و سایر حیوانات مشترک است. ولی حیوانات، این کار را فقط در فصل جفتگیری انجام می‌دهند که (از نظر حکمت) درست است. اما آدمها (با آنکه اغلب جفت دارند)، از این رقص و آواز بمنظور تنوع طلبی و حتی بهره کشی، (سوء) استفاده می‌کنند [( آنهم سال به دوازده ماه)]. این است که چنین رقص و آوازی از نظر حکمت و طبیعت غلط است. و دین نیز چون بر اساس حکمت است، با اینگونه رقص و آواز موافق نیست.

اما بسبب رادیکالیزمٍ قشر (خوشگذران Hedonists)، دین نیز نسبت به (رقص و آواز) رادیکالیزه شده است. یعنی قشر خوشگذران و سوء استفادهٌ آنان از موزیک، موجب شده که مجتهدان از این فروهر و موهبت چشم بپوشند. یا به عبارتی، پندار و کردار خوشگذرانها و سوء استفاده آنها از رقص و آواز موجب شده که دینداران از خیر رقص و موسیقی بگذرند، وگرنه نفس ادیان با موسیقی هم آواز است. و رقص ساده و طبیعی، در میان اغلب فرقه های اسلامی وجود دارد، چنانکه مولوی [مولانا جلال‌الدین محمد بلخی] نیز که خود مفتی و مجتهد بود، غالباً می‌رقصید.

در برخی از قبایل بدوی (در نقاط مختلف جهان) نیز رقص را بعنوان چیزی مثل حمام کردن استفاده می‌کنند. مثلاً در نزدیکی خانه کسی مراسم عروسی برپاست، و مرد از کار بازگشته و لباس مناسبی ندارد، لکن به زنش می‌گوید: تو اول می‌روی می‌رقصی یا اول من بروم؟... و بعد هم ممکن است (با هم بروند) ـ سرشان را پایین بیندازند ـ رقصشان را بکنند و برگردند ... ... تو گویی یک عمل مستحب دینی را انجام داده‌اند، یعنی در رقصشان هیچگونه تظاهر و جلب توجه و تحریک جنسی نیست، یعنی آنان برای خودشان می‌رقصند و نه برای دیگران.

موسیقی و رقص

■ معنای واژه رقص

رقص در لاتین (راک rock) و در ایرانیک (رخس raxs) و در عربیک (رقص) است. و هر کسی از روی آهنگ تلفظ این واژگان می‌تواند بفهمد که همگی یکی هستند و متعلق به زبان بشرند. / این گروه، واژه (raxs) را از (صورت آدمی) که نمایش دهنده درون است، و در ایرانیک (رخسار rox.sār) نامیده می‌شود گرفته‌اند. [و هر قومی حق دارد هر چیز را از دید خود نام نهد.].

اما (دانس Dance) در اروپا و غالب نقاط جهان بمعنای کلمه (رقص) بکار می‌رود که این نیز (از نظر زبان بشر) درست است فقط زاویه دید و سلیقه انتخاب کنندگان آن فرق دارد. زیرا این واژه از رقصی اخذ شده که جانوران در هنگام تولید مثل انجام می‌دهند. و باز این گروه نیز حق دارند هر چیزی را از زاویه دید خودشان نامگذاری کنند.
توضیح در مورد تفاوت زاویه دید اندکی طولانیست و مقاله‌ای بلند می‌طلبد اما بسا یک مثال بتواند قضیه را روشن کند. مثلاً (bicycle) که سازندگان آن از زاویه دید خودشان بسبب سیکل (یعنی دور زدن / چرخش)، آن را (بای سیکل) نامیده‌اند، در فارسی (دوچرخه) نامیده می‌شود که این نیز درست است زیرا (بای سیکل) دو تا چرخ دارد! / باز در زبان دیگری، همین دوچرخه را (کم سُپی ) می‌نامند که آن نیز (از نظر زبان بشر) درست است زیرا [(کم cam) یعنی (دایره / مدار / کمان) + (سُپ sop) یعنی (صاف / مسطح) ← (کمانه صاف) ← (چرخ صاف)] پس در این نامگذاری ها، اگر اختلافی هست، در شکلٍ ساختمان است نه در مصالح ساختمان.

● (رخس raxs) در ایرانیک به فامیلٍ نزدیکش (رخسار) اشاره می‌کند و می‌گوید:
ــ^ این (رخسار) را که می‌بینید بمعنای رو و چهره نیست، بلکه نماینده درون انسان است. یعنی آنچه در درون انسان می‌گذرد، رخ آن را نمایش می‌دهد، و به همین سبب نامش (رخسار) است حال آنکه بمعنای (چهره) نیست.

ــ^ (رَخت) هم همینطور، (رخت) هم بمعنای (لباس) نیست و شامل (رختخواب = تشَک) نیز می‌شود. این چیزها چون چرکی یا پاکی آدم را نمایان می‌کنند (رخت) نامیده می‌شوند. همینطور (ریخت = تیپ) نیز از بستگان من است.
ــ^ (رخت) را که می‌دانید ـ وقتی چرک شود ـ می‌شویند ـ پاک می‌شود.
^^ اما ریخت وقتی چرک شد چه باید کرد؟
ــ^ علاجش (رخسیدن) است لکن (رخس)، زنانه مردانه دارد و رخس زن و مرد مثل هم نیست.
ــ^ خدا پدر این (خردادیان) را بیامرزد که رقص زنانه را به مردهای ما آموخت!
ــ^ یکی نیست به برخی مردهای امروزی بگوید: «آقای محترم؛ تو که نمی‌خواهی بدَهی که کونتو اینجوری می‌چرخونی و دلبری می‌کنی!... اگه مثل خردادیان می‌خواهی بدهی، درست است؛ وگرنه رقصٍ زن و مرد فرق دارد!... ... آقای محترم!!».

ш حیوانات رخسار ندارند تا حالات درونی شان در رخسارشان نمایان شود.

رقص در میان تمامی حیوانات (از جمله انسان) هست، لکن رقص نر و ماده (در میان غالب آنان) فرق دارد. مثلاً در میان آدمها، حرکاتِ نوع نر منحصر به کنش های ساده، یکنواخت، متین و محدود است. اما حرکاتِ نوع ماده خیلی پیچیده تر است. با این وجود، چنانکه عرض شد، رقص شادمانی نیز هست که ارادی نیست و شخص در آن، از شدت شادمانی به رقص در می‌آید لکن باز این حالت نیز در میان آدمها متفاوت است. چنانکه آدمهای متین در هنگام شادمانی از بروز چنین واکنشی خودداری می‌کنند، لذا این واکنش در آدمهای سبُک بیشتر دیده می‌شود.

موسیقی و رقص، اگرچه یک موهبتِ طبیعی و مفیدند، لکن وجود آنها مثل آب و نان نیست که حیات بشر به وجود آنان وابسته باشد. مثلاً وجود یک خواننده یا نوازنده، مانند وجود یک رفتگر شهرداری نیست که برای بشر (امروزی) حیاتی باشد. یک سپور شهرداری اگر فقط سه روز نیاید و آشغال تو را نبرد، گند از سرت بالا خواهد رفت. لکن اگر یک خواننده صد سال برایت نخواند آب از آب تکان نمی‌خورَد، زیرا موسیقی گرچه خوب است لکن حیاتی نیست.
ــ^ اما آیا ما رفتگران را بیش از خوانندگان ارج می‌نهیم؟

چاک نادانی بشر با این حرف ها رفو نمی‌شود

در هر صورت، راهکار دادن و ارائه دستورالعمل برای استفاده از موسیقی و رقص در میان نوع بشر، به این سادگی ها نیست زیرا بستگی به خصوصیات جامعه، تعداد خوشگذرانها، و نوع استفاده (یا سوء استفاده) از رقص و موسیقی دارد، و سنگینی و وقار و متانت افراد نیز مشروط به همین شرایط است. یعنی اگر در یک جامعه‌ای، از رقص و آواز سوء استفاده شود، عاقل از آن گروه دوری می‌جوید، و متانت و خردمندی او به این شیوه نمودار می‌شود. پس به صرف اینکه [موسیقی و رقص یک موهبت طبیعی است] نمی‌توان گفت: (موسیقی و رقص باید باشند)، زیرا وجود یا عدم وجود آنها مشروط به استفادهٌ درست، یا سوء استفاده از آنها (در جامعه) است.

... و نتیجه اینکه بالاخره همه چیز به جامعه ربط دارد. / به خرد ورزی جامعه ربط دارد. / و جامعه نیز متشکل از افراد بسیاریست که برخی نادانند و برخی دانا، و برخی نیز میانه. / و وقتی گفته می‌شود: «خرد ورزی جامعه»، طبعاً منظور این نیست که همگان از خُرد و کلان خردمند باشند؛ این توقعی بیجاست. پس جامعه‌ای خردمند خوانده می‌شود که تعداد خردمندانٍ آن بیش از تعداد نادانانٍ آن باشد، تا آنگاه بتوان گفت که در فلان جامعه، دانایی بر نادانی چیره است ... ... ...

واژه رقص

Π ^ دیدگاه ها

دیدگاهی درباره موضوع این صفحه ارسال نشده است

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up