Last Update: 09 January, 2012
هنر و هنرمند

هنرمند واقعی ، سر مردم را گرم نمی‌کند

ΝΓ

■ یک هنرمند واقعی، هرگز مردم را به خوشگذرانی نمی‌خواند

توجه داشته باشید که تا اینجا، هنوز داریم در مقدمهٌ بحث (هنر چیست و هنرمند کیست؟) پرسه می‌زنیم. // ما این بحث را بسبب اینکه فرصت کافی نیست، در همینجا، نیمه تمام می‌گذاریم. اما در نهایت، می‌خواهیم بگوئیم: آنهائیکه شما آنان را (هنرمند) می‌نامید، غالباً مطرب و یا رامشگرند و هیچ فرقی با دیو و دورونج ندارند. آنان صفت (هنرمند) را بنام خودشان مُصادره می‌کنند و شما نیز آنان را در این امر یاری می‌کنید؛ و این بطور مطلق اشتباه است.

یک هنرمند ممکن است خواننده هم باشد، ولی یک خواننده لزوماً هنرمند نیست.
یکی از نشانه‌های هنرمند آن است که او هرگز مردم را به خوشگذرانی دعوت نمی‌کند و هرگز راضی نمی‌شود اسباب خوشگذرانی و غفلت مردم را فراهم کند.

هنرمند، هرگز مردم را به خوشگذرانی دعوت نمی‌کند و هرگز راضی نمی‌شود اسباب
خوشگذرانی و غفلت مردم گردد ... او نور و سکس را برای فریب مردم بکار نمی‌گیرد.

و برای اینکه سوء تفاهم نشود، این را اضافه و تأکید می‌کنیم که: منظور ما از (خوشگذرانی)، خوشگذرانی مصنوعی است نه خوشی‌های طبیعی؛ اصولاً آرزوی ما، خوشی و خوشبختیٍ طبیعیٍ همگان است. / ما آرزومندیم که همیشه لبخند بر لب همگان باشد، ولی مصنوعی نباشد!

خوشبختی طبیعی اما یک عیب بزرگ دارد، [و یا این بشر است که آن عیب بزرگ را دارد] و آن هم اینست که او ابداً وجود خوشبختی را احساس نمی‌کند و قدرش را نمی‌داند؛ و به همین سبب (هرچند که به زحمت آن را به دست آورده باشد)، به آسانی آن را از دست می‌دهد...

خوشبختی بسختی به دست می‌آید و به آسانی از دست می‌رود زیرا
بشر بشدت قدر نشناس است و متاسفانه زندگی نیز دنده عقب ندارد.

سالم هستید، اما قدرش را نمی‌دانید. امنیت دارید، اما قدرش را نمی‌دانید. خوراکتان آماده است، اما قدرش را نمی‌دانید. جایتان گرم است، اما قدرش را نمی‌دانید. همسر خوبی دارید، اما قدرش را نمی‌دانید... و پس از آنکه آن نعمت‌ها را از دست دادید، آنوقت می‌فهمید که چه فروهرها و موهبت های بزرگی را از دست داده‌اید... آنگاه شروع می‌کنید به آه و ناله و فریاد و فغان... اما افسوس که دیگر دیر شده است؛ زیرا زندگی، دنده عقب ندارد!

کنسرت
خوشگذرانی
خوشگذرانی

■ خوشبختی مصنوعی، مانند سایه شماست

سایه از مانعی پدید می‌آید که جلو تابش نور را بگیرد؛ و خوشبختیٍ مصنوعی مانند سایهٌ شماست که اگر از پی آن بروید، دو ضرر خواهید کرد:
یکی اینکه از منبع نور، دور خواهید شد.
دوم اینکه هر چه از پی سایه‌تان بروید، سایه‌تان درازتر و از شما دورتر خواهد شد.

اما اگر سایه‌تان را رها کنید و بسوی نور برگردید، خواهید دید که سایه‌تان (التماس کنان) دارد پشت سرتان می‌آید. و شما هر قدر به منبع نور نزدیکتر شوید، در روشنائیٍ بیشتری قرار می‌گیرید و ضمناً خواهید دید که سایه‌تان، واضح تر و نزدیکتر می‌شود... پس همچنان بیایید تا کاملاً زیر چراغ قرار بگیرید! آنگاه خواهید دید که درست روی سایه‌تان ایستاده‌اید ـ یعنی روی همان چیزی ایستاده‌اید که از شما می‌گریخت.

خوشبختی تصنعی مثل سایه است، هر قدر از پی آن بدوی به آن نمی‌رسی ™

سایه

■ شما فرزند طبیعت هستید

شما فرزند بهشت هستید. شما فرزند طبیعت هستید. وقتی در دامن طبیعت زندگی می‌کنید، قدرش را نمی‌دانید؛ اما وقتی به شهر می‌روید و در آپارتمان زندگی می‌کنید، ناخودآگاه دلتان برای مادرتان (یعنی طبیعت) تنگ می‌شود پس یک تصویری از طبیعت را در اتاقتان نصب می‌کنید. و اگر کسی از شما بپرسد که این تصویر برای چیست؟ فقط خواهید گفت: زیباست!
اما شما این تصویر را بخاطر زیبائی در اتاقتان نیاویخته‌اید. این تصویر، در حقیقت تصویر مادرتان است که شما از او دور مانده‌اید و حالا دلتان برایش تنگ شده است و نمی‌دانید.

وقتی خوشبختیٍ طبیعی را از دست دادید، در جستجوی آن، به هر سو سرک می‌کشید؛ و بالاخره متوسل به خوشی‌های مصنوعی می‌شوید... خیال می‌کنید که ساعتی را در کنسرت گوگوش گذراندن، باعث می‌شود غمهایتان را فراموش کنید / خیال می‌کنید که ساعتی را در مجلس شراب گذراندن، باعث می‌شود غمهایتان را فراموش کنید. / خیال می‌کنید که ساعتی را در مجلس رقص گذراندن، باعث می‌شود غمهایتان را فراموش کنید. / خیال می‌کنید که اگر چند گرم هروئین مصرف کنید، باعث می‌شود غمهایتان را فراموش کنید... اما متأسفانه نه فقط بمقصود نمی‌رسید، بلکه این خوشی‌های مصنوعی، مانند اقوام وحشی که دختران را با رقص و پایکوبی به قربانگاه می‌بردند، شما را با رقص و پایکوبی، به دوزخ می‌برند. اما در اینجا منظور از (دوزخ)، دوزخی نیست که در آن جهان است، بلکه دوزخی است که در همین جهان بر پا کرده‌اید.

طبیعت

■ هنرپیشگان، مزدشان را می‌گیرند

هنرپیشگان مزدشان را می‌گیرند! دیگر این حلوا حلوا کردنها برای چیست!؟
چرا (مثلاً) یک آوازه خوان که مزدش را (آنهم چند برابر) می‌گیرد، حلوا حلوا می‌شود! / شهرت و ثروت و محبتِ ملت بسویش سرازیر می‌شود! ... ... لکن کارمندی که در فلان اداره (آنهم با جان و دل) کار می‌کند، نه ثروتی دارد، نه شهرتی و نه کسی او را می‌شناسد، و نه کسی به او اعتنا می‌کند!... ... بالاخره یکی پیدا شود و (محض رضای خدا هم که شده) این دوگانگی را توضیح دهد و تشریح کند تا بدانیم که علتِ این تعارض چیست!

البته این درست است که (مثلاً) یک رئیس جمور، مشهورتر از وزیر امور خارجه است لکن سطح این شهرت، حساب و کتابی دارد و اهمیت هرکسی بقدر مقام اوست. اما در کار (آواز خوانی و هنرپیشگی)، قاعده‌ای منطقی و عقلانی و قابل توجیه حاکم نیست.

بطور مثال، یک ترانه را از یک آوازخوان در نظر بگیرید، می‌بینید تنها کسی که در آن ترانه مطرح است، خواننده آن است! حال آنکه آن ترانه آهنگ دارد، پس آهنگساز دارد! شعر دارد، پس شاعر دارد! نوازش دارد، پس نوازنده دارد ... ... و بالاخره چندین نفر استادکار ماهر دست بدست هم می‌دهند تا یک ترانه خوانده شود اما آن ترانه فقط به نام خواننده‌اش تمام می‌شود؛ و از شاعر و آهنگساز و نوازنده هیچ اثری نیست و هیچکس نیز نمی‌داند (و نه می‌خواهد بداند) که آنان چه کسانی هستند. در حالیکه بی وجود آنان، خوانندگی تقریباً غیر ممکن است.

خوب ـ می‌گویید که آنان مزدشان را گرفته و رفته‌اند!
عرض می‌کنیم که خواننده نیز در راه خدا نخوانده است! بلکه مزدش را گرفته و چند برابر نیز گرفته لکن نرفته است. یعنی او بنا بخواست ملت است که هست! لذا ما این پرسش را خطاب به مردم مطرح کرده‌ایم نه خطاب به آوازخوانان و هنرپیشگان!

تعارض

■ مطربان در غم مصائب شما نیستند

خوانندگان و بازیگرانی که واقعاً برای شما دل می‌سوزانند، و واقعاً برای شما می‌خوانند، و واقعاً برای شما بازی می‌کنند، و واقعاً قصدشان این است که شما را از فساد و تباهی باز دارند، نیت‌شان در حرکاتشان، رفتارشان، کردارشان و گفتارشان پیداست؛ و ما نه فقط با این گروه، هیچ اختلافی نداریم بلکه با ایشان همآوازیم و به ایشان احترام می‌گذاریم.

اما در این مقاله، بحث ما بر سر مطربان و بازیگران نیست بلکه بحث ما بر سر (هنر و هنرمند) است. در بارهٌ مطربان و رامشگران، در جای خود توضیح خواهیم داد و خواهیم گفت که ایشان ابداً در غم شما نیستند. / برای چنین گروهی، هیچ اهمیتی ندارد که شما در چه وضعیتی هستید، ایشان روان پریشانی هستند که می‌خواهند مردم برایشان سر و دست بشکنند... می‌خواهند مردم مدام برایشان کف بزنند... دلشان لک زده است برای پرستیده شدن... ایشان برای جلب توجه مردم، استریپ تیز نیز می‌کنند... و مختصر اینکه حاضرند دست به هرکاری بزنند تا عناینی ببینند.

#

Π ^ دیدگاه ها

♂ سعید ـ 3 ژانویه 2012

بسیار لذت بردم، برای اولین بار چنین مطالبی را میخوانم. خیلی از فضای مطالعه و تحقیق دور نیستم، مهم هم نیست که آنچه نوشته اید چقدر به واقعیت نزدیک است، چون در بحث زبانشناسی اطلاع کافی ندارم، اما مطلبی که درباره هنر نوشته بودید نشان داد که بسیار نگاه ویژه ای دارید. به شما تبریک میگویم. برایم جالب است که یکی از هموطنان من چنین نگاه متفاوتی دارد، تاکید میکنم نگاه متفاوت این خیلی مهم است، به خصوص در دنیایی که تلاش میکند، همه چیز مانند خط تولید، یکسان و یک شکل باشد.

Π ^ ارسال دیدگاه

Њ سایر مطالب :

◄ حرف اول و آخر :

← اگر قانون جنگل پسندیده نیست، پس باید آدم باشیم.

← درستکاری از لوازم خوشبختی بشر است.

← همه خروسهای جهان، مانند یکدیگر بانگ می‌کنند.

← قومی که بشر است، طبعاً واجد حقوق بشر است.

← ...

◄ بخش گفت و شنود :

← آندرلاین را چطور بنویسم؟

← آیا زبان کوردی لهجه‌ای از فارسی است؟

← معنای واژه قناد چیست؟

← چینود پل چیست و به چه معنا است؟

← سكس به جه معنا است و ریشه آن از کجاست؟

← خورگو در لغت فارسي به معني چیست؟

← چند یعنی چه، و پسوند اند به چه معنا است؟

← معنی واژه ارتش چیست و آیا ارتش درست است یا آرتش؟

← معنای نام برنطین چیست؟

← نکوهش یعنی چه و مفهوم نکوهش کردن چیست؟

← ...

◄ بخش تاریخ و زبان (کتابخانه) :

← مطالعه کتاب (برگی از تاریخ جنوب ایران).

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان آذری.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان بلوچی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان کوردی.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان لارستان.

← مقاله کوتاهی در مورد تعریف کلی و شناخت زبان هرمزگان.

← ...

◄ بخش گفتارهای پراکنده :

← هزار راه نرفته.

← اندرزهای پیشینیان.

← سرما خوردگی، رزمایش بدن است.

← شباهت تلویزیونهای ماهواره‌ای با مگس.

← کار ما چیزی جز آب در هاون کوفتن نیست.

← هلاکوخان مغول چگونه بنی عباس را ساقط کرد؟

← دستور زبان بشر.

← چگونگی پیدایش عدد نویسی در میان آریایی ها.

← نقدی بر داستان موش و گربه عبید زاکانی.

← ...

◄ بخش حجاب :

← مفهوم حجاب و زیرساخت آن.

← نگاهی به فلسفه جبر و اختیار.

← بشر موجودی اجتماعی است.

← ادامه مبحث جبر و اختیار.

← تعریف حجاب نه از دیدگاه دین.

← دیکتاتوری با لبخند و خوشباش.

← حجاب یک موضوع اجتماعی است.

← معنا و مفهوم کلمه حجاب.

← هنجار و ناهنجار یعنی چه؟

← مردان قطبی و مردان غیر قطبی.

← ...

◄ بخش کپی رایت و کپی لفت :

← کپی رایت و کپی لفت و قوانین حق تکثیر.

← پایبندی به کپی رایت نشان خردمندی است.

← انتشار ویدیوها و تصاویر در اینترنت و حقوق مردم.

← اینترنت عاقبت به تسخیر شیطان در خواهد آمد.

← ...

◄ بخش هنر و هنرمند :

← هنر چیست و هنرمند کیست؟

← کسی را می‌توان هنرمند دانست که فرزانه نیز باشد.

← یک هنرمند واقعی مردم را سرگرم نمی‌کند.

← حکایت زهر و شکر چیست؟

← ...

◄ بخش هرمنوتیک واژگان :

← چگونگی پیدایش اعداد 1 تا 10

← ریشه و معنی واژه آب و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه آتش و مشتقات آن.

← ریشه و معنی واژه ارژنگ و مشتقات آن.

← در زبان بشر، آش به معنای زندگی است.

← ریشه و معنی واژه قلندر و وضعیت قلندران.

← ریشه و معنی واژه هخامنشی و مشتقات آن.

← ریشه نامهای گلابی، گوجه فرنگی، سیب زمینی.

← ریشه و معنی واژه‌ کشور.

← ریشه و معنی واژه‌ ترس، بیم، هراس، باک و پروا.

← ...

◄ بخش فارسی نویسی در وب :

← نوشتن صفحات وب با فونت دلخواه.

← تفاوت آدرس نسبی و آدرس مطلق در وب.

← چرا فونت تاهوما برای نوشتن صفحات وب مناسب تر است؟

← معایب و اشکالات فونت تاهوما.

← دانلود فونت تاهوما.

← خط و ارتباط آن با عقلانیت.

← چهل سالگی و مشکل پیر چشمی [در ارتباط با سایز فونت].

← دانلود فونت فارسی مخصوص کورل.

← فونتهای نوع serif و sans-serif چه تفاوتی دارند؟

← Web Safe Fonts یا فونت های امن در وب کدامند؟

◄ دیدگاه های بازدید کنندگان :

← فرق بین لهجه و زبان چیست؟

← بهتر نیست هر قومی به زبان محلی خودش درس بخواند؟

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه یکم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه دوم.

← جدل پیرامون سیستم زبان بشر ـ جرگه سوم.

← زبان کوردی با زبان فارسی چه نسبتی دارد؟

← معانی واژه های رایگان و راهگان.

← واژگان با پسوند مان، مثل یادمان، سازمان، به چه معنی هستند؟

← شما دارید وقت خودتان و دیگران را تلف می‌کنید.

← شما مزدوری هستید که قصد ترمیم چهره مذهب را دارید.

← ...

← ...


free hit counters
up